
اقتصاد۲۴- مسکن در ایران صرفاً سرپناه یا حتی یک کالای اقتصادی نیست؛ مسکن امروز به کلیدیترین شاخص سنجش کارآمدی یا ناکارآمدی دولتها و به بیانی دقیقتر، به یک بحران ساختاری رفاه تبدیل شده است. نگاهی به کارنامه دولتهای مختلف در دو دهه گذشته نشان میدهد که هرگاه سیاستگذاران به جای تکیه بر واقعیتهای اقتصادی، زنجیره تولید و آمایش سرزمین، به سراغ کلانپروژههای دستوری و شعارهای تودهپسند (پوپولیستی) رفتهاند، خروجی کار چیزی جز انباشت تورم، تعهدات نیمهکاره و در نهایت، تعمیق شکاف عرضه و تقاضا نبوده است.
طبق آمارهای رسمی و هشدارهای پیاپی تشکلهای صنفی از جمله انبوهسازان، امروز کشور با کسری انباشتهای در حدود ۶ میلیون واحد مسکونی مواجه است. زنگ خطری که نشان میدهد نه تنها گرهی از کار فاقدان مسکن باز نشده، بلکه با ریزش شدید آمار صدور پروانههای ساختمانی و رکود حاکم بر بازار، این سیاهچاله عمیقتر از گذشته نیز خواهد شد. در این گزارش بررسی میکنیم که چگونه شعارهای فریبنده ساخت میلیونی، بازار مسکن را به این بنبست کشاند.
