از لباس سفید پرستاری تا ندامت و پشیمانی از نیم نگاه عاشقی

آیینه عبرت؛

از لباس سفید پرستاری تا ندامت و پشیمانی از نیم نگاه عاشقی

از لباس سفید پرستاری تا ندامت و پشیمانی از نیم نگاه عاشقی
دیگر تحمل این زندگی نکبت بار را ندارم و می خواهم از شوهرم طلاق بگیرم. درطول 15سال زندگی مشترک، هیچ گاه معنی تفریح و عشق و محبت را نفهمیدم چرا که آن روز وقتی متوجه شدم که با یک دزد حرفه ای ازدواج کرده ام انگار …
شنبه ۰۹ تير ۱۴۰۳ – ۱۶:۳۱

 زن 35 ساله در حالی که دادخواست طلاق را روی میز کارشناس اجتماعی کلانتری رسالت مشهد می گذاشت،تقویم زندگی اش را به 16 سال قبل ورق زد و با چشمانی پدرم را می فهمیدم ولی کاری از دستم برنمی آمد.بارها تلاش کردم تا او را از این منجلاب وحشتناک نجات دهم اما بی فایده بود. اکنون 15سال از ماجرای اولین سرقت می گذرد و من هیچ گاه طعم عشق ومحبت را نچشیدم حتی نتوانستم یک بار به همراه او به مسافرت بروم چرا که «فرید» به خاطر اعتیادش نمی توانست از شهر دور شود. در این سال ها من دربیمارستان استخدام شدم و همه مخارج زندگی را تامین می کردم ولی دیگر نمی توانم به این زندگی سرد و بی روح ادامه بدهم. به همین دلیل به کلانتری آمدم تا از او طلاق بگیرم اما ای کاش …
باتوجه به اهمیت این ماجرا، بررسی های کارشناسی و اقدامات قانونی با صدور دستوری ویژه از سوی سرهنگ مجتبی حسین زاده (رئیس کلانتری رسالت مشهد)دراین باره آغاز شد.
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *