
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجتالاسلام محمدهادی فلاح با استناد به آیه ۶۰ سوره مبارکه یس («أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ…»)، به بررسی پیمانِ دیرینه میان انسان و خداوند میپردازد.
گلایه الهی از بندگان به سبب عهدشکنی
خدای متعال در آیۀ ۶۰ سورۀ مبارکۀ یس میفرماید: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ». در این آیه، خداوند از بندگان خود گلایه میکند.
عهد و پیمان در عالم ذر
در عالم ذر و عالم علم، میان خداوند و انسانها عهد و پیمانی برقرار شد. خداوند از انسانها پرسید: «آیا من پروردگار شما نیستم؟» و همگی پاسخ دادند: «بَلَیٰ» – چرا (تو پروردگار مایی). همه پذیرفتند که تربیت و پرورش آنان بر عهدۀ خداوند متعال است و قرار بر این شد که امر تربیت خود را به خداوند بسپارند.
عبودیت شیطان، به معنای تسلیم ربوبیت شیطان شدن است. یعنی ربوبیت الهی را وانهاده و برای شیطان مقام ربوبیت قائل شدهاید و او را به عنوان پروردگار خود برگزیدهاید. هنگامی که انسان شیطان را میپرستد، در واقع تحت تربیت او قرار میگیرد.
تناقض سپردن تربیت به دشمن
خداوند میفرماید: «إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ» – همانا شیطان برای شما دشمنی آشکار است. آیا ممکن است انسان آگاه و عاقلی، تربیت خود را که مهمترین بخش زندگی اوست و تا بینهایت و تا ابد به کار او میآید، به دشمن خود بسپارد؟ این بزرگترین تناقض و نادانی است که انسان با علم و آگاهی، تربیت خویش را به دشمن آشکار خود واگذار کند.
برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.
منبع:حوزه
