به گزارش خبرنگارگروه بین الملل خبرگزاری آنا، سیاست خارجی آلمان برای دههها با نام ایمانوئل کانت و نظریه صلح پایدار تعریف میشد؛ رویکردی که برلین را به سمت اتکا بر قدرت نرم، چندجانبهگرایی و ایفای نقش قطبنمای اخلاقی در قاره سبز سوق میداد. در آن چارچوب، دیپلماسی جایگزین زور بود و گفتوگو بر تقابل ارجحیت داشت.
اما امروز، فضای تصمیمسازی در بوندستاگ دیگر شباهتی به آن سنت فکری ندارد. صدای فیلسوفان خاموش شده و جای خود را به ادبیات تند امنیتی داده است. چهرههایی مانند رودریش کیزهوتر با زبانی که یادآور منطق دوران جنگ سرد است، از بازدارندگی سخت و حتی مداخله نظامی سخن میگویند. این جابهجایی از میز مذاکره به منطق میدان، نشانه یک دگردیسی عمیق ساختاری است؛ جایی که عقلانیت سیاسی آرامآرام به حاشیه رانده میشود و هیجانات امنیتی بر دستور کار سیاست خارجی آلمان سایه میاندازد.
پیمانکاری سیاسی
