وقتی از سلاحهای شیمیایی و عوامل میکروبی صحبت میشود، نخستین تصویری که در ذهن نقش میبندد، ماسکهای ضد گاز، شهرهای قرنطینهشده و دانشمندانی است که برای جلوگیری از فاجعه تلاش میکنند؛ تصویری که هالیوود طی دهههای گذشته بارها آن را بازسازی کرده است؛ اما در ایران، داستان شکل دیگری دارد.
به گزارش سوره سینما، وقتی از سلاحهای شیمیایی و عوامل میکروبی صحبت میشود، نخستین تصویری که در ذهن بسیاری نقش میبندد، ماسکهای ضد گاز، شهرهای قرنطینهشده و دانشمندانی است که برای جلوگیری از یک فاجعه جهانی تلاش میکنند؛ تصویری که سینمای هالیوود طی دهههای گذشته بارها آن را بازسازی کرده است. اما در ایران، داستان شکل دیگری دارد. اینجا سلاح شیمیایی نه یک تهدید فرضی، بلکه بخشی از حافظه جمعی یک ملت است؛ خاطرهای که از سردشت و حلبچه تا زندگی هزاران جانباز شیمیایی امتداد یافته و در آثاری چون «درخت گردو» و «از کرخه تا راین» بازتاب پیدا کرده است. نگاهی به سینمای ایران و جهان نشان میدهد که اگرچه هر دو به سراغ این موضوع رفتهاند، اما یکی از دل واقعیت سخن میگوید و دیگری بیشتر از دل خیال.
هفتم تیرماه برای ایرانیان تنها یک روز در تقویم نیست؛ سالروز بمباران شیمیایی سردشت، یکی از تلخترین جنایتهای جنگی علیه غیرنظامیان است. شهری که در سال ۱۳۶۶ هدف بمبهای شیمیایی قرار گرفت و صدها نفر از ساکنانش کشته یا مصدوم شدند؛ زخمی که آثار آن هنوز هم بر پیکر بازماندگان باقی مانده است.
