از رسانه ها/ معجزه تاب‌آوری و انسجام حکمرانی

شفقنا- ابوالفضل فاتح در روزنامه اعتماد نوشت:  پس از آنکه ایران با تاب‌آوری نظامی و سیاسی، سناریوی «پیروزی سریع» امریکا را ناکام گذاشت، اکنون احتمال فرسایشی شدن جنگ بیش از هر زمان خودنمایی می‌کند. این تصور که امریکا به دلیل امضای یک تفاهمنامه، از راهبرد کلان خود در قبال ایران دست کشیده، با واقعیت‌های ژئوپلیتیکی سازگار نیست. این احتمال از ابتدا داده می‌شد که دوره آرامش ظاهری، فرصتی برای طراحی‌ حمله‌ای دیگر باشد. چنان‌که دو شبیخون خرداد و اسفند ۱۴۰۴، نیز در بستر همان راهبرد کلان امریکا صورت گرفت.  مساله منحصر به هسته‌ای یا موشکی یا مدل نظام سیاسی نیست. ایران یکی از گره‌های اصلی نظم آینده غرب آسیا و موازنه قدرت در جهان در حال گذار است.

شفقنا- ابوالفضل فاتح در روزنامه اعتماد نوشت:  پس از آنکه ایران با تاب‌آوری نظامی و سیاسی، سناریوی «پیروزی سریع» امریکا را ناکام گذاشت، اکنون احتمال فرسایشی شدن جنگ بیش از هر زمان خودنمایی می‌کند. این تصور که امریکا به دلیل امضای یک تفاهمنامه، از راهبرد کلان خود در قبال ایران دست کشیده، با واقعیت‌های ژئوپلیتیکی سازگار نیست. این احتمال از ابتدا داده می‌شد که دوره آرامش ظاهری، فرصتی برای طراحی‌ حمله‌ای دیگر باشد. چنان‌که دو شبیخون خرداد و اسفند ۱۴۰۴، نیز در بستر همان راهبرد کلان امریکا صورت گرفت.  مساله منحصر به هسته‌ای یا موشکی یا مدل نظام سیاسی نیست. ایران یکی از گره‌های اصلی نظم آینده غرب آسیا و موازنه قدرت در جهان در حال گذار است.

جنگ بر سر کنترل زنجیره تامین و گلوگاه‌های لجستیکی است. جنگ بر سر حفظ معماری نظم تک‌قطبی در برابر بازیگری است که توانسته با آمیزه جغرافیا، جنگ نامتقارن و محورهای مقاومت غیر دولتی، هژمونی امریکا در منطقه را با چالش مواجه نماید. جنگ بر سر حفظ یا برهم خوردن نظمی سنتی است که محور آن سرکیسه کردن دولت‌های منطقه با ادعای حمایت پولادین امریکا بوده است. ایران دقیقا جایی است که قدرت‌های هارتلند را به آب‌های آزاد جهان متصل می‌کند و کنترل یا نفوذ بر این سرزمین برای هژمونی قدرت‌ها همواره اهمیت داشته و اینک در آستانه قرن سیاسی جدید به امری حیاتی تبدیل شده است. از جلوه‌های عملی این راهبرد، تلاش برای تضعیف حاکمیت ملی و انسجام سرزمینی ایران است. اگر نمی‌توان حکومتی دست نشانده را بر ایران مسلط کرد، پس گوهر گرانبهای جنوب یا منطقه استراتژیک غرب یا ابزار‌های تسلط ایران بر گلوگاه هرمز و نفوذ بر باب‌المندب را منفک کرد. اظهارات ترامپ و نوع بمباران‌های اخیر در سواحل و نوار جنوبی کشور تا سیستان، صحت تحلیل‌ها نسبت به احتمال شوم اشغال یا تفکیک سرزمینی وقومیتی ایران را اگر بتوانند، نمایان‌تر می‌سازد.  با این مقدمه، هر ایرانی وطن‌دوستی باید واقف شده باشد، دامن زدن به دوگانه‌های شمال و جنوب یا تهران و بندرعباس یا هر قطب‌بندی دیگری، در مسیر تکمیل همان نقشه تفکیک و تجزیه سرزمینی قرار می‌گیرد.

قطعا، ایران سرای همه ماست و دغدغه ایران و دغدغه «جنگ و صلح» دغدغه‌ای معتبر، انسانی و ملی است و جامعه و هر جریان سیاسی حق دارد درباره هزینه‌ها، پیامدها و راه‌های جلوگیری یا خنثی‌سازی این جنگ تحلیل خود را ارایه نماید؛ چرا که در نهایت هزینه جنگ را همه ملت خواهد پرداخت. اما همه به لوازم این امر پایبند باشیم که این دغدغه معتبر، نباید به تخریب اعتماد عمومی یا فروکاستن یک مساله پیچیده امنیت ملی به رقابت میان چند گروه سیاسی که متاسفانه این روزها شاهد بوده‌ایم، تبدیل شود.

همه بپذیریم بود و نبود ایران یکپارچه و مستقل در میان است و تصمیم به استفاده از قدرت نظامی در عالی‌ترین سطوح حاکمیت‌ها اتخاذ می‌شود و موشک‌ها و پهپادها در چنین حجم و مقیاسی سرِ خود شلیک نمی‌شوند. هیچ نیروی مسلحی از شعارهای «انتقام، انتقام» یا «صلح، صلح» جریانات (که هر جریان برای خود استدلالی دارد) وارد عملیات نمی‌شود؛ اما همدلی یا منازعات ما بر محیط تصمیم‌گیری و ظرفیت راهبردی آن اثر می‌گذارد. ماهیت صحنه‌ای به این وسعت، صرفا تابع « خیابان» یا «شبکه‌های اجتماعی» نیست. بنابراین، تبدیل یک رویارویی راهبردی به دعوای حیدری و نعمتی میان دو جریان معتبر داخلی، نه ‌تنها کمکی به کشور نمی‌کند، بلکه سرمایه اجتماعی و انسجام ملی را فرسوده ساخته و توان تصمیم‌گیری ملی و انسجام اجتماعی را نیز تضعیف می‌کند. شاید در دو هفته اخیر، بیش از آنچه طی نه ماه علیه متجاوز خارجی نوشته شد، انرژی صرف حمله جریان‌های داخلی به یکدیگر شده است. اینکه ماشین بیانیه‌نویسی ما چنین سرعت پیدا می‌کند و تیغ‌ها علیه هم این‌گونه آخته می‌شود، در شأن عظمت این صحنه نیست.

منبع  : خبرگزاری بین اللملی شفقنا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *