
شفقنا- فرهاد خادمی روزنامه نگار در روزنامه سیاست روز نوشت: هر بار که گروهی از نوجوانان و جوانان در یک مرکز خرید، پارک یا فضای عمومی گرد هم میآیند، نخستین واکنش برخی مسئولان، جستوجوی مقصر و هشدار درباره «ناهنجاری» است؛ در حالی که پرسش اصلی باید چیز دیگری باشد؛ چرا این نسل، چنین مکانهایی را برای دیده شدن، گفتوگو و تجربه جمعی انتخاب میکند؟ پاسخ را باید نه در رفتار نوجوانان، بلکه در خلأیی جستوجو کرد که سالهاست در مدیریت فرهنگی و شهری کشور شکل گرفته است.
ماجرای تجمع جوانان و نوجوانان برای دیدار با یک بلاگر در مجتمع تجاری ایرانمال، نشان داد نسل امروز در جهانی زندگی میکند که سرعت، تعامل، هیجان و امکان انتخاب، مهمترین مؤلفههای آن است. او دیگر با الگوهای یک سویه، برنامههای از پیش طراحی شده و نسخههای دستوری ارتباط برقرار نمیکند. اگر احساس کند جایی صدای او شنیده نمیشود، بدون آنکه منتظر مجوز یا دعوت بماند، فضای دیگری را برای ابراز هویت خود پیدا میکند.
به همین دلیل است که بسیاری از مراکز تجاری، کافهها و فضاهای خصوصی، آرام آرام جای مراکز فرهنگی سنتی را گرفتهاند؛ نه به این دلیل که کارکرد فرهنگی دارند، بلکه چون امکان حضور، تعامل و دیده شدن را فراهم میکنند. واقعیت این است که سالهاست سرمایهگذاری فرهنگی بیش از آنکه صرف شناخت نسل جدید شود، صرف تولید برنامههایی شده که مخاطب خود را از دست دادهاند. بسیاری از نهادهای فرهنگی هنوز با زبان و ادبیات چند دهه قبل با نسلی سخن میگویند که در فضای شبکههای اجتماعی رشد کرده، با فناوری زندگی میکند و هویت خود را در تعامل و مشارکت میسازد، نه در شنیدن سخنرانیهای رسمی. طبیعی است که چنین شکافی، مرجعیت فرهنگی را از نهادهای رسمی گرفته و آن را به سمت فضاهای غیررسمی سوق داده است.
