از رسانه ها/ بحران ادراکی در جامعه امروز

شفقنا- علی ربیعی مشاور رییس جمهور در امور اجتماعی در روزنامه اعتماد نوشت:  سال‌هاست که ذهن من درگیر امنیت، رسانه، جامعه و نسبتِ اینها با زیست روزمره مردم است. این سخن، برای من فقط یک بحث نظری نیست؛ ادامه همان دلشوره‌ها و مشغولیت‌هایی است که از سال‌ها پیش در حوزه‌های مختلف دنبال کرده‌ام: از امنیت ملی و مطالعات اجتماعی گرفته تا رسانه و روایت. امروز هم آنچه بیش از همه ذهنم را مشغول کرده، مساله «تاب‌آوری» است. من تاب‌آوری را در سه ساحت می‌فهمم: تاب‌آوری معیشتی، تاب‌آوری اجتماعی و تاب‌آوری ادراکی/ذهنی.

شفقنا- علی ربیعی مشاور رییس جمهور در امور اجتماعی در روزنامه اعتماد نوشت:  سال‌هاست که ذهن من درگیر امنیت، رسانه، جامعه و نسبتِ اینها با زیست روزمره مردم است. این سخن، برای من فقط یک بحث نظری نیست؛ ادامه همان دلشوره‌ها و مشغولیت‌هایی است که از سال‌ها پیش در حوزه‌های مختلف دنبال کرده‌ام: از امنیت ملی و مطالعات اجتماعی گرفته تا رسانه و روایت. امروز هم آنچه بیش از همه ذهنم را مشغول کرده، مساله «تاب‌آوری» است. من تاب‌آوری را در سه ساحت می‌فهمم: تاب‌آوری معیشتی، تاب‌آوری اجتماعی و تاب‌آوری ادراکی/ذهنی.

دو ساحت اول، یعنی معیشت و اجتماع، در جامعه و دولت ما تا حدی تجربه‌های خودترمیمی پیدا کرده‌اند. فشار تحریم، بی‌ثباتی و بحران‌های پیاپی باعث شده هم جامعه و هم دولت، در این دو حوزه، نوعی یادگیری و سازگاری پیدا کنند. جامعه یاد گرفته خودش را بازسازی کند؛ از شکل‌های مختلف هم‌زیستی، حمایت خانوادگی، صندوق‌های خرد محلی، برگشتن به خانه‌های آشنا و شبکه‌های غیررسمی بقا گرفته تا شیوه‌های تازه‌ای که در بحران، زندگی را پیش برده‌اند. دولت هم در این حوزه تجربه‌هایی اندوخته است؛ از سیاست‌های حمایتی گرفته تا سازوکارهای جبرانی مختلف. اما آنچه امروز بیش از همه نگرانم می‌کند، «تاب‌آوری ادراکی و ذهنی» است.
من عمدا از واژگانی مثل «تاب‌آوری شناختی» فاصله می‌گیرم، چون این مفاهیم آنقدر مصرف شده‌اند که گاهی از معنا تهی می‌شوند. از دید من، تاب‌آوری ادراکی یک «سرمایه نامریی» است؛ سرمایه‌ای که در بحران‌ها خودش را نشان می‌دهد. این سرمایه را می‌شود سنجید: ببینیم جامعه تا چه حد به سمت سازگاری می‌رود، تا چه حد امید به آینده دارد..

 تا چه حد احساس عاملیت می‌کند و تا چه میزان از فروپاشی روانی فاصله می‌گیرد. اگر جامعه احساس کند حقیقت را می‌فهمد و قدرت عمل دارد، اگر بتواند آینده‌ای بهتر را تصور کند، یعنی تاب‌آوری ادراکی‌اش هنوز زنده است. اما اگر اعتماد فرسوده شود، درماندگی جمعی بالا برود و احساس بی‌آیندگی غالب شود، آن‌وقت معلوم است که این تاب‌آوری دچار بحران شده است. من ریشه‌های این وضعیت را فقط در امروز نمی‌بینم. تاب‌آوری ادراکی ما از زمان جنگ آغاز نشده است؛ پیشینه آن به سال‌ها تحریم، بی‌سامانی سیاسی، سرکوب گفت‌وگو درباره اثرات تحریم و تلنبار شدن مسائل حل‌نشده برمی‌گردد. ما به خودمان اجازه ندادیم به‌روشنی درباره اثر تحریم حرف بزنیم. درباره خودِ تحریم زیاد گفتیم، اما درباره سازوکارهای مواجهه با آثارش کمتر. این سکوت، این تعویق، این انباشت، امروز به شکل بحران ادراکی برگشته است.

در کنار آن، «قطبی‌سازی داخلی» و «عملیات روانی خارجی»، که امروز در نزاع‌های سیاسی متجاوزان فهمیدیم که با پول‌پاشی سرویس‌های اطلاعاتی دولت اسراییل و به واسطه رویافروشان مشوق نزاع در داخل به‌ویژه از مسیر رسانه‌های فارسی‌زبان، نقش مهمی در فرسودن ذهن جمعی داشته‌اند. من قطبی‌سازی از داخل را بسیار خطرناک‌تر می‌دانم؛ به‌خصوص وقتی «بالانشینان گمراه» با نیروها و تریبون‌های متعدد -عده‌ای که نمی‌دانم بر اساس اعتقادشان یا کینه از مردم به دلیل آنکه فرصت قدرت‌ورزی را به آنها نداده‌اند- آگاهانه یا ناآگاهانه، آن را تشدید می‌کنند. در این میان، یک میانه گسترده اجتماعی وجود دارد: مردمی که ثبات‌خواه‌، زندگی‌خواه‌ و در عین‌ حال تغییرخواه‌ در همین چارچوب هستند، اما نمی‌خواهند زیست‌شان قربانی افراط‌گری شود. این میانه بزرگ، سزاوار امنیت روانی است، نه اینکه مدام زیر فشار دوگانه‌سازی‌های مصنوعی قرار بگیرد. یکی دیگر از جدی‌ترین آسیب‌ها، «شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم» است. جامعه وقتی می‌بیند آنچه می‌شنود با آنچه زندگی می‌کند فاصله دارد، دچار ناآرامی ادراکی می‌شود. شکاف میان روایت و واقعیت، شکاف میان واقعیت و انتظار و شکاف میان تجربه و تفسیر، همگی ذهن را از جا می‌کنند.

منبع  : خبرگزاری بین اللملی شفقنا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *