در بسیاری از روایات تصریح شده که شیاطین در اخباری که به اولیای انسی خود نیز میدهند صادق نبوده و در بسیاری از موارد صدق و کذب را با هم مخلوط میکنند و حتی به دوستان خود نیز خیانت میکنند که ریشه این مساله را بایستی در عجز این افراد و کینه ورزی شیاطین نسبت به نوع انسان جستوجو کرد.

سعیده ساجدی نیا – سایت ایران پژواک؛ «ببخشید خانم کی نوبت ما میشه!؟ الان سه ساعته اینجا نشستیم منتظریم…
– مگه دفعه اولته!؟ اصلا برا چی اومدی؟ مشکلت چیه! حتما شوهرت با کسی جور شده، اومدی «آقا»، زنیکه رو جلوی چشماش خوار کنه؛ درسته؟!
مشکلم این چیزا نیست؛ به نظرتون با دعایی که بهم میدن، حل میشه!؟ من نه وقتشو دارم نه پول اضافی که بخوام هی برم و بیام؛ آخه خیلی گرفتارم…
– اینجا همه گرفتارن؛ قدرت «آقا» با بقیه فرق داره؛ کارش درسته؛ دعاهاش حرف نداره؛ گره از کار خیلیها باز کرده، فقط باید عجول نباشی و همون چیزی که بهت میگن رو درست انجام بدی! اما شاید مجبور بشی چند بار دیگه باز هم بیای؛ بعضی وقتا مشکل آدما گرههای کور داره؛ باز کردنش انرژی بیشتری میبره؛ نباید خسته بشی؛ کمی هم نیاز داره پول خرج کنی!
من الان هم با کلی زور و زحمت اومدم؛ اگر شوهرم بفهمه روزگارمو سیاه میکنه؛ آخه از این کارا خیلی بدش مییاد؛ میگه سیاهی و نکبت توی زندگی آدم میاره! خیلی میترسم که اتفاق بدی نیفته؛ هیچ منبع درآمدی هم ندارم بعدیشون!
این که خیلی بده؛ یه جور اعتیاده! من اصلا دوست ندارم اسیر یه همچین جاهایی بشم؛ الانم حس خوبی ندارم از این که اینجام با کلی قایم موشک بازی؛ خدا کنه به من نگن باید بازم بیام که نمیتونم؛ یعنی کسی رو ندارم بچمو بذارم پیشش….
خانم ببخشید هنوز نوبت من نشده؛ به خدا دیرم شد!
– نگفتی مشکلت چیه!؟
مشکلم «نپرسه!!»
– نپرس!؟؟ همه چیزت عجیبه!
جرمم «عشق است و تنهایی!»
فکر کنم نوبتت شد…»
