از خیریه تا استارتاپ اجتماعی
نوجوانی ۱۰، ۱۲ساله بودم با رؤیاهای بزرگ. در آن دوران وقتی به فعالیت اجتم حد بالایی هرچند زیانبخش، ولی قابل مدیریت است، اما در کسبوکارهای اجتماعی که بودجه زیادی برای زیرساخت و پشتیبانی فنی ندارند، میتواند به وقفه بسیار طولانی یا تعطیلی کسبوکار بینجامد.
در نهایت، بحث محیط پرریسک و سرمایهگذاری هم هست که همانطور که بر سرمایهگذاری در بخش اقتصادی سایه میاندازد، بر سرمایهگذاری در بخش فرهنگی و اجتماعی که بازده اجتماعی و اثربخشی آن حداقل دهها سال زمان میبرد، دوچندان تأثیر میگذارد.
با وجود همه چالشها، اما برای من که از نوجوانی دغدغه فعالیت اجتماعی داشتم و حالا خود را مؤسس و همراه چندین کسبوکار اجتماعی میدانم، فرصتها همیشه پررنگتر است. نیازی که در جامعه ایران به توسعه و تغییر وجود دارد، بهترین بستر برای خلق ایدههای نو و اثربخش است. نیروی انسانی جوان و پردغدغه و فضایی که استارتاپها در حوزه مسئولیت اجتماعی خود برای اثربخشی تعریف کردهاند، غنیمت است برای تعریف پروژه و به سرانجام رساندن آن. دسترسی کموبیش پایدار به اینترنت در اقصینقاط ایران (حداقل سایتهای داخلی) و تنوع بسیار حوزههای فعالیت و امکان تعریف همکاریهای مشترک، همه مواردی است که باعث میشود استارتاپهای اجتماعی عزمی برای ماندن و رشدکردن داشته باشند.
زهرا عمرانی، توسعهدهنده کسبوکار اجتماعی
منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی
