همه کشورهای جهان در مقاطع مختلف با مشکلات متعددی روبهرو میشوند. در این میان، برخی کشورها حتی پیش از وقوع یک چالش، احتمال رخ دادن آن را مدنظر قرار میدهند و راهحلی ریشهای برای آن ارائه میکنند. برخی نیز پس از روی دادن مسائل، به فکر چاره میافتند. در این میان گروهی هم هستند که با هدایت کردن خاکروبهها به زیر فرش، این چالشها را نادیده میگیرند. طی دهههای اخیر، اقتصاد ایران شاهد رویکرد سوم بوده است. یعنی سیاستگذاران، چاره اساسی برای چالشهای پیشآمده نیافتهاند. به بیان دیگر، زمانی که فرصتی مناسب برای اصلاحات اقتصادی وجود داشت، تلاشی انجام ندادند و در عوض به ناترازیها فرصت رشد و نمو دادند. اصلاحاتی که پیشتر با هزینههای کمتر میسر بود، حالا هزینههای نجومی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را میطلبد. پرسش اصلی این است که آیا این فرصتسوزیها اصلاً قابل جبران هستند؟ آیا بحرانهایی مانند آب، کاهش سرمایه اجتماعی یا ناامیدی و مهاجرت جوانان هنوز با اصلاحات اقتصادی قابل درماناند، یا در برخی حوزهها فرصت جبران را از دست دادهایم؟ در این گفتوگو، دکتر حسین سلاحورزی، رئیس پیشین اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، به آسیبشناسی سیاست پشتگوشاندازی اصلاحات میپردازد.
