
به گزارش سرویس سیاسی تابناک، وقتی برخی دولتهای اسلامی، درگیری میان محور مقاومت -بهویژه جمهوری اسلامی ایران، لبنان و یمنـ با محور استکبار جهانی یعنی آمریکا و اسرائیل را همچون یک نمایش خندهدار به تصویر میکشند، در واقع در حال بازتولید نوعی گفتماناند؛ گفتمانی که در لایههای پنهان خود، معناهای خاصی را مخفی میکند و آنها را در قالبی آشنا و قابلپذیرش، در میان هویتهای متضاد منتشر میسازد. در این میان، تمسخر تنها یک خنده سطحی نیست؛ بلکه ابزاریست برای اعمال قدرت، که اختلافها را تبدیل به ابزاری برای کنترل ذهن و ناخودآگاه جمعی میکند.
کشورهای اسلامی، بهویژه دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس که در مسیر عادیسازی روابط با اسرائیل گام برداشتهاند، در حال ساختن یک «حقیقت جدید» برای خود هستند؛ حقیقتی که در دل گفتمانی شکل میگیرد که عادیسازی را نه سازش، بلکه «ضرورت»، «واقعبینی» و «گشایش به جهان» جلوه میدهد. اما این واژهها بیطرفانه نیستند؛ بلکه ابزارهاییاند برای ترسیم مرز میان آنچه «مقبول» و آنچه «نامقبول» تلقی میشود. برای نمونه، دولت امارات که پس از اسرائیل، عملاً به یکی از بازوهای منطقهای آمریکا تبدیل شده، امروز شاهد نزدیکی بیسابقه جامعهاش با اسرائیل است—نزدیکیای که دیگر نه استثنا، بلکه قاعدهای تازه در نظم جدیدکنند: «تو به مقاومت، با برچسب «مقاومت شیعیان»، میخندی، و من در مقابل، مجاز میشوم عادیسازی روابط با اسرائیل یا همکاری با آمریکا برای حمله به حوثیها، لبنان و دیگران را پیش ببرم.»
در عصر سرمایهداری، تمسخر به ابزاری رسانهای تبدیل شده که در خدمت بازتولید قدرت است. رسانهها با بستهبندی تمسخر در قالبهایی جذاب مانند میمها، ویدیوهای طنز و مقالات هجوآمیز، آن را به کالایی سرگرمکننده بدل میسازند؛ کالایی که مخاطب آن را همچون «مسکن سیاسی» مصرف میکند، بیآنکه متوجه شود همزمان با این سرگرمی، نظام سلطه در پسزمینه عمیقتر و نهادینهتر میشود. رسانه، با تبدیل تمسخر به یک تجربهی جمعی بیخطر، زمینه را برای عادیسازی سلطه و پنهانسازی چهرهی واقعی استکبار فراهم میکند؛ استکباری که تنها در پس نقاب بیگناهی است که میتواند برتری یابد.
حسین جعفرزاده
