از جعفر ول کن تا دعوای دولتی ها در کف توئیتر!

در روزهای گذشته انتقادهای غیرمستقیم جعفر قائم‌پناه و واکنش‌های کنایه‌آمیز محمدرضا عارف، نشانه‌ای از بروز اختلافی تازه در بدنه دولت پزشکیان تلقی شده است.

 هرچند این جدال در ظاهر یک کشمکش توییتری به نظر می‌رسد، اما بررسی زمینه‌ها، سوابق و منافع سیاسی طرفین نشان می‌دهد که این تنش را باید در چارچوب تقابل دو رویکرد در دولت و جریان اصلاح‌طلبی ارزیابی کرد؛ رویکردی که می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک مشاجره شخصی داشته باشد.
 
 
محمدرضا عارف به‌عنوان یکی از چهره‌های باسابقه جریان اصلاح‌طلب، نماد رویکرد محافظه‌کارانه‌تر و محتاطانه‌تر در سیاست‌گذاری است. او در سال‌های گذشته همواره بر ضرورت «تعامل گام‌به‌گام»، «کاهش تنش» و «اجتناب از رادیکالیسم» تأکید داشته است. در مقابل، قائم‌پناه به‌عنوان چهره‌ای جوان‌تر و نزدیک به طیف‌های ساختارشکن‌تر جریان اصلاحات، با ادبیاتی صریح‌تر به سراغ آسیب‌شناسی میراث مدیریتی گذشته می‌رود و از «تصمیم‌گیری‌های شجاعانه» سخن می‌گوید.
 
این اختلاف از مدت‌ها قبل در بدنه حامی دولت وجود داشت؛ اختلافی که اکنون در فضایی غیررسمی و آزاد مثل توئیتر آشکار شده است. در واقع، تقابل فعلی را می‌توان ادامه دو گفتمان رقیب در دولت پزشکیان دانست؛ گفتمان «تجربه‌محور» که بر کارنامه و روش‌های آزموده‌شده تأکید دارد و گفتمان «تحول‌خواه» که معتقد است ساختارهای قدیمی دیگر پاسخگوی چالش‌های جدید نیستند.
 
 
افزایش فشار افکار عمومی بر دولت پزشکیان در حوزه‌هایی مانند اقتصاد، تورم، وضعیت آب‌وهوا و تنش‌های منطقه‌ای، فضای سیاسی را ملتهب‌تر کرده است. در چنین شرایطی، معمولاً شکاف‌های درونی در تیم حاکم خود را سریع‌تر نشان می‌دهند.
 
هر دو طرف تلاش دارند در این فضای پرچالش، هویت گفتمانی خود را تثبیت کنند.
 
قائم‌پناه با ا، اما برخی تحلیلگران معتقدند این اختلاف می‌تواند فرصتی برای بازتعریف نقش‌ها و پالایش گفتمانی باشد. در بسیاری از دولت‌ها، رقابت درونی باعث شکل‌گیری ایده‌های تازه، چابکی در تصمیم‌سازی و شفافیت بیشتر می‌شود.
 
اما این امر زمانی مفید است که از حالت علنی و کنایه‌محور خارج شود، به جلسات رسمی و گفت‌وگوی کارشناسی منتقل شود و به قطبی‌سازی در افکار عمومی منجر نشود.
 
در نهایت اینکه تنش اخیر میان جعفر قائم‌پناه و محمدرضا عارف را باید جدی گرفت، نه به‌عنوان یک مشاجره شخصی، بلکه به‌عنوان نخستین نشانه از صف‌بندی‌های گفتمانی در دولت پزشکیان.
 
اگر این شکاف مدیریت نشود، ممکن است به تضعیف انسجام درونی دولت و کاهش سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان منجر شود.
اما اگر دولت بتواند این رقابت را به سمت گفتگو، هم‌افزایی و تولید ایده‌های نو هدایت کند، این تنش می‌تواند به فرصتی برای ارتقای کیفیت حکمرانی بدل شود.

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *