عرفان بدری
۳۰ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۱۱ 
آن سربازانی که ارتش قارهای و نیروهای مسلح آمریکا در سال ۱۷۷۶ را تشکیل دادند، احتمالا با دیدن ارتش امروزی ایالات متحده، دهانشان از تعجب باز میماند.
سربازان تازهنفس ارتش که یونیفورمهای غیراستانداردی را با الگوبرداری از نیروهای بریتانیایی (دشمنان آن زمان خود) به تن داشتند، تفنگهایی فتیلهای با طراحی بریتانیایی در دست میگرفتند که در هر دقیقه تنها قادر به شلیک چند گلوله سربی بودند.
«نخستین سربازان آمریکایی از جوامع محلی جذب شدند. اما با فرارسیدن سال ۱۷۷۵، برای فرماندهان انقلابی روشن شده بود که برای پیروزی در جنگ و تضمین استقلال، به یک ارتش آموزشدیده و حرفهای نیاز است.»
«اما مهمترین جنبه این بود که این اولین نبردی محسوب میشد که واقعا میتوانیم آن را یک جنگ صنعتی بنامیم.»
«عنصر تعیینکننده این جنگ، برتری اقتصادی و صنعتی نیروهای اتحادیه بود؛ موضوعی که شاید باعث شود این نبرد را اولین جنگی بدانیم که با رویکرد شیوه جنگ آمریکایی به پیروزی رسید.»
«جنگ جهانی دوم به ما نشان داد آمریکایی که تصمیم به قدرتنمایی نظامی گرفته، به چه چیزی تبدیل شده است: این کشور از نیروی انسانی، صنعت و سازماندهی لازم برای تبدیل شدن به ابرقدرت جهان برخوردار بود.»
«ویتنام یک نقطه عطف برای ارتش ایالات متحده بود، نه فقط به دلیل الزام به مبارزه با یک شورش مردمی در جنوب، بلکه به دلیل تصمیم سیاسی-استراتژیک برای پیشبرد جنگ با نیروهای وظیفه (سربازان اجباری) و عدم بسیج نیروهای ذخیره و گارد ملی. این روشِ پیشبرد نبرد، خیلی زود افکار عمومی آمریکا را علیه تلاشهای جنگی برانگیخت. یگانهای ارتش در ویتنام بهسرعت تاکتیکها و سلاحهایی را برای مبارزه با نیروهای چریکی در مناطق جنگلی توسعه دادند؛ هلیکوپتر شاید نمادینترین قطعه از تجهیزات آن جنگ بود، چرا که در همهجا حضور داشت و عملا در هر عملیات یا مأموریتی استفاده میشد.»
«ایران بار دیگر در حال نشان دادن همان چیزی است که ویتنام باید به ما میآموخت. یک قدرت منطقهای که درگیر جنگی برای بقای خود است، از قدرت ماندگاری عظیمی برخوردار است که میتواند با تواناییهای نظامی آمریکا، در جنگی که برای ایالات متحده صرفا یک جنگ انتخابی است، برابری کند.»
