
به نظر میرسد در هفتههای آینده، بیش از هر چیز، محاسبه هزینه و فایده از سوی تهران – واشنگتن تعیین خواهد کرد که منطقه به سمت کاهش تنش حرکت میکند یا وارد مرحلهای تازه از رویارویی خواهد شد.
خبرگزای مهر، گروه سیاست – نفیسه عبدالهی: تفاهمنامه اسلام آباد ۲۸ خرداد میان روسای جمهور ایران و آمریکا به امضا رسید؛ تفاهمنامه ای که در عمل به یکی از کوتاه عمرترین توافقات دیپلماتیک تاریخ بدل شد. درحالی که تنها چند هفته از اعلام تفاهم سیاسی میان تهران و واشنگتن با میانجیگری کشورهای منطقه میگذرد، تحولات میدانی و تصمیمهای متقابل دو طرف، آینده این مسیر را با ابهام جدی مواجه کرده است. توافقی که قرار بود به عنوان نقطه آغاز کاهش تنش و بسترسازی برای مذاکرات گستردهتر عمل کند، اکنون در معرض آزمونی قرار گرفته که نتیجه آن میتواند نه تنها روابط ایران و آمریکا، بلکه معادلات امنیتی کل منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
مهمترین مانع در مسیر ادامه اجرای تفاهم اسلامآباد، بحران عمیق بیاعتمادی است؛ بیاعتمادیای که از نگاه ایران، صرفاً به اختلافات اخیر محدود نمیشود و ریشه در تجربههای پیشین از نحوه عمل آمریکا به تعهدات خود دارد. تهران معتقد است تفاهم موجود تا زمانی که طرف آمریکایی به تعهدات خود پایبند بود، در مسیر اجرا قرار داشت، اما اقدام واشنگتن در عدول از تعهدات، این نگرانی را تقویت کرد که هر توافق جدید نیز بدون تضمینهای عملی و قابل اتکا، در معرض تکرار تجربههای گذشته قرار گیرد؛ در این راستا می توان به مواردی مانند خروج آمریکا از تعهدات پیشین، نقض کامل آتشبس در لبنان و همچنین اختلافات اخیر بر سر اجرای ترتیبات مرتبط با امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز اشاره کرد. از نگاه تهران، مسئله اصلی در ادامه مسیر دیپلماسی، صرفاً بازگشت به میز مذاکره نیست؛ بلکه اطمینان از این است که طرف مقابل پس از پذیرش تعهدات، آن را به صورت یکجانبه نقض نخواهد کرد.
