آغاز و پایان «دختر» در یک کافه شلوغ میگذرد، هرچه در شروع فیلم سخن از ازدواج است در پایان فیلم حرف از مهاجرت است و پاسخ ستاره به مهاجرت همان پاسخی است که «ترمه» در «جدایی نادر از سیمین» داده بود.
سوره سینما – صادق فرامرزی : شاید زمانی که در هیاهوی حواشی «جدایی نادر از سیمین» نوبت به اکران «یه حبه قند» میرکریمی رسید و در تقابلی ناخواسته خیلیها این دو فیلم را در تقابل و تضاد با یکدیگر تفسیر و تعبیر کردند کسی انتظار نداشت چند سال بعد حتی رضا میرکریمی هم سینمایش را تاسی گرفته از اصغرفرهادی بنا کند.
«دختر» فیلمی است متفاوت در سینمای رضا میرکریمی؛ حالا او از فضای معناگرایانهای که غالبا از شلوغی شهر به یک محیط خلوت فرار می کرد تا مجرایی برای زدن حرفهایش پیدا کند دوری جسته و قلب اتفاقات را از دل پالایشگاه آبادان بیرون می آورد تا در تهران بتواند سخن بگوید.
