به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، صحن آکادمیک ایران در روزهای اخیر شاهد وقایعی بود که به وضوح نشان از عبور سیستماتیک از خطوط قرمز ملی و دینی دارد؛ اتفاقاتی که بررسی ابعاد آن ثابت میکند این تحرکات، فراتر از یک اعتراض صنفی ساده یا هیجان زودگذر دانشجویی است. حقیقت آن است که ریشه این آشوبهای کلامی و رفتاری را باید در طراحیهای پیچیده و دقیق اتاق فکرهای لندن و واشینگتن جستوجو کرد که هدفگذاری مشخصی برای بیثباتسازی کانونهای تولید علم در ایران دارند. توهین به مقدسات ملی و بیحرمتی به پرچم مقدس کشور، نه یک اتفاق تصادفی یا واکنشی احساسی، بلکه خروجی مستقیم و تلخ نفوذ معرفتی در برخی لایههای مدیریتی و آموزشی است که طی سالیان متمادی، راه را برای فرسایش غیرت ملی در محیطهای نخبگانی هموار کردهاند.
دانشگاه که طبق رهنمودهای امامین انقلاب، باید نبض تپنده پیشرفت علمی و مبدأ تمام تحولات مثبت کشور باشد، در هفته نخست اسفندماه بار دیگر به میدان تاختوتاز اقلیتی بدل شد که هویت ملی و ریشههای اصیل خود را در پای حبابهای مجازی و القائات رسانههای معاند ذبح کردهاند. این جریان اندک، با گروگان گرفتن فضای آموزشی، سعی دارد تصویری رادیکال و ضدقانون از دانشجوی ایرانی به جهان مخابره کند، در حالی که واقعیت بدنه دانشجویی، دلبسته به آرمانهای ملی و پیشرفت وطن است. آنچه در برخی دانشگاهها رخ داد، برآمده از یک گسست عمیق معرفتی است؛ جایی که دانشجو به جای در دست گرفتن کتاب و تکیه بر عقلانیت، بیانیههای دیکته شده و کدهای ارسالی از خارج مرزها را در دست میگیرد و نادانسته به پیادهنظام پروژههایی تبدیل میشود که هدف نهاییشان تجزیه فکری و فیزیکی ایران است. باید با صراحت لهجه و بدون لکنت گفت که این هنجارشکنیهای سازمانیافته، به هیچ عنوان صدای اصیل و ماندگار دانشگاه نیست، بلکه پژواک ناهنجاری است که در سایه غفلت طولانیمدت نهادهای نظارتی و فرهنگی به بازتولید آشوب مشغول است.
ترور امید در کلاسهای درس
