۶ مرداد ۱۴۰۵ – ۰۰:۵۴

تجربه گروههای تروریستی در دهههای اخیر نشان داده است که بقای اجتماعی آنها بیش از هر چیز به تواناییشان در بازتعریف خشونت وابسته است.
سرویس سیاست مشرق*- گروههای تروریستی تنها با سلاح نمیجنگند؛ آنان به همان اندازه که به سلاح، مواد منفجره و شبکه عملیاتی نیاز دارند، به «روایت» نیز احتیاج دارند. اگر عملیات مسلحانه ابزار تولید رعب باشد، روایتسازی، ابزار تولید مشروعیت است.
تجربه گروههای تروریستی در دهههای اخیر نشان داده است که بقای اجتماعی آنها بیش از هر چیز به تواناییشان در بازتعریف خشونت وابسته است؛ یعنی تبدیل تروریست به «قربانی»، عملیات مسلحانه به «مقاومت» و برخورد قضایی به «سرکوب»، واکنش منتسب به مسعود رجوی نسبت به اعدام مهدی خانکی، یکی از نمونههای کلاسیک این راهبرد تبلیغاتی است.
فردی که بر اساس مستندات موجود به دلیل نگهداری و استفاده از مقادیر قابل توجهی سلاح، مهمات و مواد منفجره و تلاش برای طراحی عملیات تروریستی محاکمه و محکوم شده بود، در روایت رجوی دیگر یک عضو تشکیلات مسلح نیست؛ او به شخصیتی تبدیل مبر عهده گرفته است؛ روایتی که میکوشد تروریسم را از حافظه عمومی پاک کند، تروریست را قربانی بنمایاند و با مصادره نمادهای دینی، برای پروژهای سیاسی و خشونتآمیز، پوششی مذهبی فراهم آورد.
از این رو، مواجهه علمی با ادبیات تبلیغاتی منافقین، تنها واکنش به یک روایت تاریخی نیست؛ بلکه بخشی از مقابله با جنگ شناختی است. نخستین گام در این مسیر نیز آن است که اجازه ندهیم روایت از «پله دوم» آغاز شود؛ زیرا هرگاه علت حذف شود، حقیقت نیز قربانی خواهد شد.
* محمد مهدی میرزایی/ پژوهشگر
