حالا آمریکا در تنگه هرمز گیر کرده است نه راه پیش دارد نه راه پس و این دقیقاً همان نوع «خطای محاسباتی» است که تاکمن از آن سخن میگوید: وضعیتی که در آن برآوردهای اولیه درباره واکنش طرف مقابل یا پیامدهای بحران با واقعیت فاصله دارد.
جوان آنلاین: باربارا تاکمن، تاریخنگار آمریکایی، در کتاب مشهور خود «سیر نابخردی: از تروآ تا ویتنام» (۱۹۸۴)پدیدهای تکرارشونده نابخردی در تاریخ سیاست را بررسی میکند: از نظر وی، چنین وضعیتی زمانی شکل میگیرد که قدرت سیاسی در برابر هشدارها مقاومت میکند، گزینههای بهتر را کنار میگذارد و در نهایت به سیاستی پایبند میماند که پیامدهای زیانبار آن قابل پیشبینی است.
تاکمن برای تشخیص چنین «نابخردی سیاسی» سه معیار ارائه میکند: نخست، وجود هشدارهای جدی همزمان با اتخاذ سیاست؛ دوم، در دسترس بودن گزینههای جایگزین معقول؛ و سوم، اتخاذ تصمیم در چارچوب ساختار قدرت و نه صرفاً اراده یک فرد. با در نظر گرفتن این معیارها، تصمیم کاخ سفید برای حمله به ایران شباهتهایی با همین الگو پیدا میکند.
نخست، مسئله هشدارهاست. گزارشها و تحلیلهای مختلف نشان میدهد که پیش از این اقدام، برخی مقامهای نظامی و کارشناسان نسبت به پیامدهای آن هشدار داده بودند. گفته میشود رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نیز درباره عواقب چنین حملهای ابراز نگرانی کرده بود و بسیاری از تحلیلگران از خطر گسترش درگیری سخن گفته بودند.
دوم، گزینههای جایگزین. مسیر مذاکره و مدیریت دیپلماتیک بحران همچنان میتوانست یکی از راههای موجود باشد؛ مسیری که حتی اگر به توافقی جامع منتهی نمیشد، دستکم امکان کنترل تنش را فراهم میکرد. با این حال، انتخاب گزینه نظامی عملاً فضای چنین مسیرهایی را محدودتر کرد.
