از اتوبوس خوابی تا مترو خوابی؛ شایعه یا واقعیت؟

فرد مترو خواب می‌گوید: اینجا تنها جای امن من است که مسافران همیشه تشر می‌زنند یا مأموران را خبر می‌کنند. بار‌ها هم مأمور مترو بیرونم کرده، اما من دوباره برگشتم تا شاید چند دقیقه بخوابم. مدتی است که مأمور مترو هم سراغم نمی‌آید. فکر کنم بی‌خیال شده است.
فرد مترو خواب می‌گوید: اینجا تنها جای امن من است که مسافران همیشه تشر می‌زنند یا مأموران را خبر می‌کنند. بار‌ها هم مأمور مترو بیرونم کرده، اما من دوباره برگشتم تا شاید چند دقیقه بخوابم. مدتی است که مأمور مترو هم سراغم نمی‌آید. فکر کنم بی‌خیال شده است.

مترو خوابی

اقتصاد۲۴- تمام طول شب نزدیک در‌های بسته مترو مچاله شده و کارتن سیاه و کثیفی همراه با پتوی چرک‌آلودی زیر و رویش را پوشانده بود. ساعت‌های طاقت‌فرسای نیمه‌شب را به امید شروع‌شدن ساعت کاری مترو سپری کرده است. درست مثل تشنه‌ای که سراب دیده، نسیم گرمای ایستگاه بازشده مترو را روی پوست زمختش حس کرده. توانسته لحظاتی هرچند کوتاه چشم بر هم بگذارد و حتی احساس کند که شب و زمان استراحت رسیده است.

سراغش می‌روم که هم‌کلامش شوم، بالای سرش می‌ایستم. خواب است. دهان بی‌دندانش پف و از باد خالی می‌شود. نزدیکش که می‌شوم چشم‌هایش را سریع باز می‌کند. انگار می‌ترسد. وقتی زنی را بالای سرش می‌بیند می‌خندد… آرام و بی‌جان از روی زمین و سنگ سرد بلند می‌شود.

کسی چه می‌داند شاید یاد مادر، همسر، خواهر یا حتی دخترش افتاده است. یا حتی برای لحظه‌ای او را به یاد آن‌ها انداخته باشم. حال و احوالش را می‌پرسم که می‌گوید: «خانم چه شده که حال یک‌لاقبایی مثل من را می‌پرسید؟» می‌گویم: «خبرنگارم» می‌خندد که دیگر بدتر. مگر خبرنگار‌ها سراغ کارتن‌خواب‌ها هم می‌آیند؟

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *