از آن‌هایی هستم که می‌گویم باید بشود

من مرضیه آگاهی، متولد سال ۱۳۶۵ و اهل شهر یونسی در خراسان رضوی هستم. نابینایی مادرزادی موجب شد از همان ابتدا مسیر زندگی‌ام با خیلی از هم‌سن و سال‌هایم متفاوت باشد. سال ۱۳۷۱ که باید به کلاس اول می‌رفتم، هیچ کس به خانواده ما نگفت یک کودک نابینا هم می‌تواند درس بخواند. چون فرزند اول خانواده و نابینا به دنیا آمده بودم، تصور همه این بود که مدرسه رفتن برای من امکان‌پذیر نیست. بعد‌ها فهمیدم همان سال‌ها مدرسه استثنایی بجستان تأسیس شده بود و حتی معلم آموزش نابینایان هم داشت، اما نه خانواده ما و نه مسئولان بهزیستی شهرستان که از کودکی در آنجا پرونده داشتم، از چنین امکانی خبر نداشتند. امروز که به آن سال‌ها فکر می‌کنم، بیشتر از نابینایی، ناآگاهی را عامل محرومیت خودم از تحصیل می‌دانم.

از آن‌هایی هستم که می‌گویم باید بشود

مرضیه آگاهی معلم نابینا
اواخر دهه ۷۰ زمانی که از زادگاهم یونسی برای تحصیل به مشهد رفت‌وآمد می‌کردم، یک بار در اتوبوس روستایمان با خواهر و برادری هم‌سفر شدم که هر دو نابینا بودند. مرضیه و حسین آگاهی، همراه مادرشان، حدود ۲۶۰ کیلومتر مسیر یونسی تا مشهد را طی می‌کردند تا در مدرسه دانش‌آموزان استثنایی درس بخوانند.
يکشنبه ۲۱ تير ۱۴۰۵ – ۱۲:۰۹

 آن روز‌ها شاید کمتر کسی تصور می‌کرد یکی از آن دو کودک نابینا سال‌ها بعد به عنوان معلم آموزش و پرورش استثنایی به کلاس درس بازگردد؛ معلمی که خا دیده‌ام سامانه‌های صوتی اتوبوس خاموش هستند یا امکاناتی که با هزینه زیاد ایجاد شده، استفاده نمی‌شود. این امکانات فقط برای نابینایان نیست؛ سالمندان، افراد کم‌سواد و حتی مسافران غریبه هم از آنها استفاده می‌کنند. امروز اگر از من بپرسند بزرگ‌ترین آرزویم چیست، می‌گویم آرزو دارم هیچ کودکی فقط به خاطر ناآگاهی از حق آموزش محروم نشود؛ همان اتفاقی که برای من افتاد. دوست دارم مسئولان پیش از هر تصمیمی، توانایی افراد را ببینند، نه محدودیتشان را. نابینایی مانع زندگی نیست؛ مانع اصلی، نگاه نادرست و فراهم نبودن فرصت‌های برابر است.

همیشه به دانش‌آموزانم می‌گویم شما مأمور به تلاش هستید، نه مأمور به نتیجه. شاید نتیجه همیشه آن چیزی نباشد که انتظارش را دارید، اما اگر بهترینِ خودتان باشید، هیچ وقت از تلاشتان پشیمان نمی‌شوید. خود من بار‌ها با در‌های بسته روبه‌رو شدم، اما هر بار راه دیگری پیدا کردم. امروز هم اگر دوباره به سال‌های کودکی برگردم، با همه سختی‌ها باز همان مسیر را انتخاب می‌کنم؛ چون باور دارم انسان را محدودیت‌هایش تعریف نمی‌کنند، بلکه شیوه ایستادنش در برابر آنهاست که هویت واقعی او را می‌سازد.

منبع : سایت سازمان بهزیستی

منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *