ازدواج ناموفق

همه چیز با عروسی دختر خاله‌ام شروع شد. در آن روزگار من بیست و دو ساله بودم و بعد از رفتن به سربازی به دوره آرایشگری رفته بودم و تازه در آرایشگاهی مشغول به کار شده بودم.
همه چیز با عروسی دختر خاله‌ام شروع شد. در آن روزگار من بیست و دو ساله بودم و بعد از رفتن به سربازی به دوره آرایشگری رفته بودم و تازه در آرایشگاهی مشغول به کار شده بودم.

گروه اجتماعی: در
عروسی فرخنده دختر خاله‌ام بود که با مهری آشنا شدم. دختری سبزه رو با چشمانی سیا
و درشت و نافذ و قدی بلند.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از مجله خانواده سبز، نمی‌دانم
شما چقدر به عشق در یک نگاه اعتقاد دارید، من اما این موضوع را پس از دیدن مهری
لمس کردم و با پوست و گوشت و استخوانم تجربه کردم.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *