
شاید «ارنست همینگوی» را بیشتر با تفنگ شکار و چهره عبوسش بشناسیم اما نامههای از او که در اواسط دهه ۱۹۳۰ نوشته شدند، نشان میدهند که پشت آن پوسته خشن، معلمی دلسوز، سخاوتمند و حتی شوخطبع پنهان بود که برای نجات استعدادهای جوان، وقت میگذاشت و از رازهای نویسندگیاش میگفت. در سالروز تولد این نویسنده نامدار، نگاهی به چهره کمترشناختهشده او داریم.
به گزارش ایسنا، ۲۱ جولای ۱۸۹۹، روزی است که «ارنست همینگوی» متولد شد؛ نویسندهای که با آثاری ماندگار همچون «پیرمرد و دریا» و «وداع با اسلحه»، نثر ادبیات جهان را تکان داد و جایزه نوبل ادبیات را به خود اختصاص داد.
او در اواسط دهه ۱۹۳۰، با صراحت و شوخطبعی، نویسندگان جویای نام را ریچ» نیز آن را منتشر کرد.
وقتی که کتاب «گینگریچ» با عنوان ««Cast Down the Laurel»» سرانجام منتشر شد، «همینگوی» در سال ۱۹۳۵ درباره استقبال فوقالعاده مطبوعات از آن برایش نوشت: «هیچ شکی نیست که حالا آدم مهمی شدهای و از نظر ادبی اهمیت پیدا کردهای. این چه حسی دارد؟
اما بهخاطر خدا نگذار نقدها ذرهای برایت اهمیت پیدا کنند، اگر نه ممکن است دو سال یا حتی تا همیشه طول بکشد تا از تأثیرشان رها شوی. کتاب همان کتابی است که وقتی تمامش کردی بود و از همان نقطه است که باید به نوشتن ادامه بدهی… آرنولد، تو آدم باهوش و بسیار بااستعدادی هستی.»
این نامهها نشان میدهند که میراث «همینگوی» تنها در رمانهای ماندگارش خلاصه نمیشود؛ بلکه در کلمات دلگرمکننده و توصیههایی نیز ادامه دارد که به نسل تازه نویسندگان سپرد.
