سازمانها امروز در مسیر استفاده از هوش مصنوعی با دو واقعیت روبهرو هستند: انبوهی از دادههای پراکنده و جاهطلبیهای بزرگ؛ اما بدون استراتژی روشن و ساختار حاکمیتی میخواهند پیش بروند. درحالی که هوش مصنوعی زمانی به مزیت رقابتی واقعی تبدیل میشود که بر پایه دادههای پاک، اختصاصی و مدیریتشده به کار گرفته شود؛ نه با پروژههای آزمایشی پراکنده. سازمانهای پیشرو در این حوزه بهجای شروعهای پرهزینه و مبهم، با گامهای کوچک و هدفمند آغاز میکنند، ارزشهای ملموس میسازند و با حاکمیت روشن بر دادهها، نوآوری را به شکلی ایمن، مقیاسپذیر و متمایز پیش میبرند.
برتری رقابتی از دادهها زمانی شکل میگیرد که استفاده از آنها متمایز، هدفمند و مسئولانه باشد. نگاه استراتژیک به داده، سازمان را قادر میسازد تصمیمهای دقیقتری بگیرد و ارزش پایدارتری خلق کند، بدون آنکه اصول اخلاقی و تعهدات خود را زیر پا بگذارد. مسیر موفقیت در این حوزه با گامهای کوچک آغاز میشود: انتخاب یک کاربرد مشخص، اطمینان از پاک بودن دادهها و ایجاد ساختاری روشن برای حاکمیت و مدیریت آنها. چنین رویکردی زمینهساز بهرهگیری واقعی و اثربخش از هوش مصنوعی خواهد بود.
استفاده از هوش مصنوعی بدون برنامهریزی، مانند ساختن موتوری بدون تعیین مقصد است. این وضعیت در بسیاری از سازمانها مشاهده میشود؛ جایی که سرمایهگذاریهای قابل توجه روی فناوری انجام میگیرد و پروژههای آزمایشی در فضای ابری راهاندازی میشود، اما چشمانداز روشن، مسیر مشخص و استراتژی دادهای موثر وجود ندارد. نتیجه چنین رویکردی، شکلگیری انتظارات بالا در برابر دستاوردهای محدود خواهد بود.
