
اقتصاد۲۴- میرا قربانی فر – در روزهایی که تهران میزبان کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی بود و نمایندگان کشورهای مسلمان گرد هم آمده بودند تا از اتحاد و برادری سخن بگویند، نماینده طالبان صحنهای را رقم زد که نشانی از هیچ وحدتی نداشت. هنگام پخش سرود ملی ایران، این نماینده با بیتفاوتی تمام در جای خود نشسته باقی ماند و به سرود رسمی کشور میزبان اعتنایی نکرد. چنین رفتاری، نقض آشکار آداب دیپلماتیک و نشاندهنده گستاخی است، اما عجیبتر از این رفتار، توجیه مقامات ایرانی بود که آن را به ملاحظات مذهبی طالبان نسبت دادند. این واکنش، شاید آینهای از سیاست کلی مماشات در برابر همسایهای باشد که نه به اصول همسایگی پایبند است و نه احترام به معاهدات را به رسمیت میشناسد. طالبان، به محض تثبیت قدرت خود، با آغوش باز ایران مواجه شد. یکی از نخستین کشورهایی که سفارت افغانستان را بدون هیچ چالشی به طالبان سپرد، ایران بود. اما این روابط، که شاید در ظاهر ماه عسلی کوتاهمدت به نظر میرسید، به سرعت رنگوبوی اختلاف گرفت.
در اردیبهشت ۱۴۰۲، زمانی که رئیسجمهور وقت ایران(سید ابراهیم رئیسی) درباره حقابه سیستان و بلوچستان به طالبان هشدار داد، پاسخ آنان چیزی نبود جز بیانیهای توهینآمیز که ایران را به بیاطلاعی از واقعیات متهم میکرد. حتی انتشار ویدئویی از یکی از فرماندهان طالبان که کنار رود هیرمند نشسته و با تمسخر به ایران اشاره میکرد، نتوانست تغییری در سیاست صبورانه تهران ایجاد کند.
به گزارش اقتصاد ۲۴ در حالی که طالبان آب رودخانه هیرمند را به روی ایران بسته بود، تنها کورسوی امید باقیمانده برای تالاب هامون، جریان رودخانه فراه بود که سالانه حدود ۱.۲ میلیارد مترمکعب آورد داشت. اما اکنون سد «بخشآباد» که به دست طالبان و با همکاری ترکیه در حال ساخت است، تهدیدی مستقیم برای حیات سیستان به شمار میرود. این پروژه آبی، که هدفی جز انحصار کامل آب فراه ندارد، قرار است تمام سیلابهای این رودخانه مرزی را از هامون دریغ کند و آخرین نفسهای این تالاب بینالمللی را بگیرد.
رودخانه فراه، با طولی ۵۶۰ کیلومتری که از ولایت غور سرچشمه میگیرد و به هامون سابوری میریزد، یکی از اصلیترین شریانهای آبی منطقه است. اما ساخت سد بخشآباد با ظرفیت ذخیرهسازی نزدیک به ۱.۳ میلیارد مترمکعب، میتواند تمام جریان سالانه این رودخانه را پشت دیوارهای بلند خود حبس کند. این ظرفیت، که ۲۶ برابر سد کمالخان است، همراه با کانالهای انحرافی طراحی شده، به وضوح نشان میدهد که هدف، قطع کامل آب ورودی به ایران است. کارشناسان هیدروپلیتیک معتقدند این طراحی نه برای توسعه کشاورزی، بلکه برای تبدیل آب به ابزاری برای فشار دیپلماتیک بر ایران صورت گرفته است.
قطع آب فراه و سدسازیهای بیرویه، به معنای خشک شدن کامل تالاب هامون و آغاز گردوغبارهای بیسابقه در سیستان خواهد بود. این بحران محیطزیستی، نتیجه سیاستهایی است که مماشات را بر مطالبهگری ترجیح دادهاند و به همسایهای میدان دادهاند که نه اصول همسایگی میداند و نه به تعهدات بینالمللی خود پایبند است.
رودخانه هیرمند، مرز آبی دیرینهای میان ایران و افغانستان، از گذشته تاکنون شاهد تلاشها و کشمکشهای زیادی بر سر حقآبه بوده است. این جنگ آبی، که گاه با حمایت قدرتهای خارجی از جمله ترکیه در ساخت سدهای افغانستان پیچیدهتر میشود، حالا به مرحلهای رسیده که به نظر میرسد نه تنها دیپلماسی، بلکه منافع زیستمحیطی و اقتصادی منطقه را تهدید میکند. سدهایی مانند «بخشآباد»، که به کمک ترکیه در حال ساخت است، تنها بخشی از پروژههایی هستند که آبهای مشترک هیرمند را به سمت افغانستان منحرف کردهاند و به شدت وضعیت زیستمحیطی و اجتماعی ایران، به ویژه در سیستان و بلوچستان، را تحت فشار قرار دادهاند.
به گزارش اقتصاد ۲۴ دستگاه دیپلماسی ایران، باوجود مرز ۹۳۶ کیلومتری با افغانستان، در مواجهه با بحران هیرمند نتوانسته پاسخهای مؤثری ارائه دهد. حقآبه ایران از هیرمند، که در طی سالها به موضوعی پیچیده و پرتنش تبدیل شده، همچنان بدون حلوفصل مانده است. ریشههای این بحران به دوران قاجار و معاهده پاریس در سال ۱۸۵۷ بازمیگردد، زمانی که هرات از خاک ایران جدا شد و نخستین اختلافات آبی بین دو کشور شکل گرفت. از آن زمان، باوجود امضای توافقات مختلف، ایران نتوانسته است از حقآبهاش بهرهبرداری کند.
این در حالی است که در بسیاری از موارد، افغانستان متعهد به تأمین آب مورد نیاز ایران از این رودخانه شده، اما به دلیل ناپایداریهای داخلی و بحرانهای اقتصادی، نتوانسته این تعهدات را به درستی اجرا کند.
