13 شهریور 1401 – 01:10
دیگر نمی توانم این وضعیت را تحمل کنم. به خاطر یک لجبازی یا خلأ عاطفی دچار اشتباه بزرگی شدم که اکنون آبرو و حیثیتم در معرض خطر قرار گرفته است، به طوری که هر لحظه امکان دارد رسوایی بزرگی به بار آید و زندگی و آینده ام نابود شود.

به گزارش سیتنا، این ها بخشی از اظهارات لیلا زن 25 ساله ای است که با طرح نقشه حساب شده در دام جوانی هوس باز افتاده و برای رهایی از اخاذی های بی حد و حساب آن جوان شیاد، دست به دامان قانون شده است.
این زن جوان در حالی که مدعی بود دیگر نمی تواند دسترنج شوهرش را برای حفظ آبرویش خرج کند، به کارشناس اجتماعی کلانتری قاسم آباد مشهد گفت: 18ساله بودم که «فرشید» به خواستگاری ام آمد چرا که من و او از حدود سه ماه قبل با یکدیگر آشنا شده بودیم و به هم علاقه مند بودیم. مخالفت های پدر بازنشسته ام هیچ فایده ای نداشت. آن قدر تیپ و قیافه فرشید چشمانم را گرفته بود که فقط او را مرد آرزوهایم می دانستم و به چیز دیگری گی به بار می آید و آبروی خودم و خانواده ام می رود بلکه زندگی ام نیز فرو می پاشد و همسرم دیگر حاضر نمی شود با چنین زن بی بند و باری زندگی کند. این در حالی بود که جمشید از این شرایط سوءاستفاده می کرد و هر روز خواسته هایش فراتر می رفت. از سوی دیگر، مجبور بودم با این مشکلات مالی، دسترنج اندک شوهرم را نیز به آن جوان شیاد بدهم.
با وجود این، او به همین خواسته های مالی قناعت نکرد و آرام آرام خواسته هایی را مطرح می کرد که حتی از بیان آن شرم دارم. دیگر تحمل این وضعیت برایم امکان نداشت، به همین دلیل پلیس را امین خودم یافتم و با راهنمایی یکی از دوستانم به دایره مشاوره و مددکاری اجتماعی آمدم تا بتوانم بعد از توبه به درگاه خداوند، چاره ای برای رهایی از این مخمصه وحشتناک پیدا کنم تا زندگی من و فرزندم تباه نشود.
انتهای پیام
