سخن از عشاقالحسین(ع) است که در اربعین محبوب قدسیشان، از ایوان طلای نجف، راه بینالحرمین در کربلا را با شور و شعوری خاص، پیش میگیرند. سخن از رهروان جاده ظهور است؛ سخن از سربازان سپاه زینب کبری(س) است؛ سخن از غدیریان و حقطلبان و ظلم ستیزان است.
جاماندگان قافله عشق که در تب انتظار میسوزند
زائران اربعین جاماندگان قافله عشقاند، اما امید و شوق وصال دارند؛ اقتضاء تاریخ، میان آنها و کاروان عاشورایی مولایشان حسین (ع) هزار و چهارصد و اندی سال فاصله انداخته است، اما امید و شوق در رکاب بودن فرزند حسین (ع) امام حاضرغایبشان، سراسر وجود و لحظههای آنها را فرا گرفته است؛ عطر وجود قدسی امام زمانشان را در همین مسیر رویایی و بهشتی نجف تا کربلا در ایام اربعین استشمام میکنند؛ با هر قدمی که در این مسیر برمیدارند، فرج و انتظار و ظهور را زمزمه میکنند.
سیاسیترین انسانهای عصر حاضر
زائران و راهپیمایان اربعین، سیاسیترین انسانهای عصر حاضر هستند؛ همین انتظار فرج و طلب ظهور گواهی سیاسی بودن آنهاست؛ این شیفتگان حسین (ع)، در عصر سیطره طواغیت و فراعنه مدرن و دجالهای کرواتی، منجی عدالت گستر و شخصیت معصوم نجاتبخش بشریت را طلب میکنند؛ لذا خطاست اگر تصور شود، زائران و راهپیمایان اربعین فقط شور حسینی دارند؛ خیر! آنها شعار مهدویّت را بر دست گرفتهاند و با هر قدمشان در مسیر کربلا، گویی آن فراز ملکوتی دعای ندبه را بر لب جاری میکنند که «این المعدّ لقطع دابر الظّلمه، این المنتظر لاقامة الأمت و العوج، این المرتجی لأزالة الجور و العدوان». یعنی کجاست آنکه بنای ظلم را ویران کند.
