«تابناک» در راستای اعتلای فرهنگ و ادبیات ایران به صورت هفتگی بخشی را به این مهم اختصاص داده است. در همین چارچوب در «ادیبستان»، بسته ادبی تابناک با مجموعهای از شعر، حکایت، مباحث ادبی و فرهنگی و… میزبان مخاطبین هستیم.
غزلی از دکتر شفیعی کدکنی
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم
تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم
شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه
گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم
با پرتو ماه آیم و چون سایه ی دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم
دور از تو، من سوخته در دامن شب ها
چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم
فریاد ز بی مهریات ای گل که درین باغ
چون غنچه ی پاییز شکفتن نتوانم
ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
حکایت ادبی از جناب سعدی
حکیمی را پرسیدند چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند هیچ یک را آزاد نخواندهاند مگر سرو راکه ثمرهاي ندارد. گویی درین چه حکمت است؟ گفت: هر درختی را ثمره معین است به وقتی معلوم. گاهی به وجود آن تازهاند و گاهی به عدم آن پژمرده شوند و سرو را هیچ از این نیست و همه ی وقتی خوش است و این است صفت آزادگان.
به آنچه میگذرد دل منه که دجله بسی
پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد
گرت ز دست بر آید چو نخل باش کریم
ورت ز دست نیاید چو pan style=”color:#ba372a”>آرایه تشخیص (شخصیت بخشی)
یکی از صناعات ادبی که به زیبایی سخن کمک بسیاری میکند آرایه تشخیص است آرایه تشخیص را با نام های دیگری همچون جان بخشی به اشیا،شخصیت بخشی،جاندار نگاری، انسان نمایی یا آدم نمایی نیز می شناسند. شاعران برای جان بخشی به اشیا در شعر خود به این اشیا جان می بخشند و با زبان اشیا سخن میگویند تا شعرشان را به صنعت تشخیص آراسته کنند.
در بیت زیر با استفاده از آرایه تشخیص سخن گفتن به سیر و پیاز نسبت داده شده و شاعر آنها را همچون دو شخص فرض کرده و بین آنها گفت و گو صورت گرفته است.
سیر یک روز طعنه زد به پیاز
که تو مسکین چقدر بدبویی؟
پروین اعتصامی
و موارد بسیار زیاد اینچنینی در ادبیات و شعر را شاهد هستیم.
