ادیبستان «تابناک»؛ شماره پنجم

«تابناک» در راستای اعتلای فرهنگ و ادبیات ایران به صورت هفتگی بخشی را به این مهم اختصاص داده است. در همین چارچوب در «ادیبستان»، بسته ادبی تابناک با مجموعه‌ای از شعر، حکایت، مباحث ادبی و فرهنگی و... میزبان مخاطبین هستیم.

«تابناک» در راستای اعتلای فرهنگ و ادبیات ایران به صورت هفتگی بخشی را به این مهم اختصاص داده است. در همین چارچوب در «ادیبستان»، بسته ادبی تابناک با مجموعه‌ای از شعر، حکایت، مباحث ادبی و فرهنگی و… میزبان مخاطبین هستیم.

ادیبستان ششم

غزلی از کمال الدین اصفهانی

آخر چه شد که راه جفا برگرفته‌ای
بی‌هیچ جرم سایه ز ما برگرفته‌ای؟

خود در طریق جور محابا نمی‌کنی
یکبارگی حجاب حیا برگرفته‌ای

ما خود به دست غم بدو انگشت کشته‌ایم
تو هرزه تیغ غمزه چرا برگرفته‌ای؟

افکندیَم به خاک ره آخر چرا؟ چه بود؟
نه خود ز خاک راه مرا برگرفته‌ای

ما دیده از خطای تو بر هم نهاده‌ایم
پس تو صواب ما به خطا برگرفته‌ای

ما دفع روزگار به نام تو می‌کنیم
تو خود دو مرده تیغ جفا برگرفته‌ای

بر دست خویش بوسه ده اکنون که کشتیَم
کالحق سری بزرگ ز پا برگرفته‌ای

بر خود نوشته‌ای به همه عیب‌ها مرا
وانگه به خطّ خویش گوا برگرفته‌ای

با خاک ره برابرم از بهر آنکه تو
هستیّ و نیستیَم برابر گرفته‌ای

باری بدانمی که چو بفکنده‌ای مرا
از روی اختیار کرا برگرفته‌ای

 

*در جمله­ های زیر، میان واژگان «رحمت- نعمت» و «رسیده- کشیده» سجع متوازی وجود دارد:

– باران رحمت بی ­حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی­دریغش همه جا کشیده. (گلستان سعدی)

*در جمله­ های زیر، میان کلمات «جواز- جهاز» و «امان- عیان» سجع متوازی وجود دارد:

-الهی نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.
(مناجات نامۀ خواجه عبدالله انصاری)

*در جمله­ های زیر، میان کلمات «رعیت- اذیت» و «کربت- غربت» سجع متوازی وجود دارد:

– یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز کرده تا به جایی که خلق از مکاید فعلش به جهان برفتند و از کربت جورش راه غربت گرفتند. (گلستان سعدی)

منبع: تابناک

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *