«تابناک» در راستای اعتلای فرهنگ و ادبیات ایران به صورت هفتگی بخشی را به این مهم اختصاص داده است. در همین چارچوب در «ادیبستان»، بسته ادبی تابناک با مجموعهای از شعر، حکایت، مباحث ادبی و فرهنگی و… میزبان مخاطبین هستیم.
غزلی از کمال خجندی
به مجلسی که به مستان ز لب شراب دهی
دلم ز رشک بسوزی مرا کباب دهی
سؤال بوس چه سود از توام که معلوم است
مرا ز جنبش آن لب که نی جواب دهی
شب فراق در آن آستان دو چشم مرا
چه جای خواب اگر نیز جای خواب دهی
به حسرت قدش از گریه ام چمن شد غرق
تو سرو را دگر ای باغبان چه آب دهی
کشد دلم چو کبوتر فغان ز سختی دام
چو باز طره مشکین ز ناز تاب دهی
به چشم و غمزه مفرما که مست را بزنید
به یک دو مست چه نسبت که احتساب دهی
کمال شحنه عشق از دل تو دانش خواست
چگونه باج نفس از دل خراب دهی
var player = videojs(‘player_542008_1662629’,{ techOrder پنهان کرده است و خواننده پس از تامل بسیار میتواند آن نام را بیابد؛ گویندهی شعر به کمک شگردهای مختلف از قبیل تصحیف و قلب، خواننده را به کشف اسم هدایت میکند. مثلا در شعر زیر اسم بلقیس به صورت معما آمده است:
گر بخواهی نام آن زیبا رخ سیمین بدن
رو تو قلب قلب را بر قلب قلب قلب زن
مقلوب کلمه قلب را که بلق است وقتی بر مقلوب حرف وسط کلمهی قلب یعنی لام که به حساب ابجد “سی” و مقلوب آن “یس” است بپیوندند “بلقیس” میشود.
معمایی با نام علی:
تیری و کمانی و یکی نقشه شانه
بـنگار و به پسوند به سوفار یکی تیر
نام بت من باز شناسی به تمامی
آن بت که به خوبیش قرین نیست به کشمیر
که در آن مقصود از تیر شکل لام وسط کلمهی علی و کمان شکل عین اول کلمه و نقش شانه شکل مدور “ی” آخر کلمه است و سوفار تیر مقصود سر کلمه است.
