«تابناک» در راستای اعتلای فرهنگ و ادبیات ایران به صورت هفتگی بخشی را به این مهم اختصاص داده است. در همین چارچوب در «ادیبستان»، بسته ادبی تابناک با مجموعهای از شعر، حکایت، مباحث ادبی و فرهنگی و… میزبان مخاطبین هستیم.
غزلی از صائب تبریزی
مایه اصــــل و نسب در گردش دوران، زر است
هر كسی صاحب زر است او از همه بالاتر است
دود اگر بالا نشیند كســـر شــأن شــعـله نیست
جای چشم ابرو نگیرد چون كه او بالاتر است
ناكسی گر از كسی بالا نشیند عیب نیست
روی دریا، خس نشیند، قعر دریا گوهر است
شصت و شاهد هر دو دعوی بزرگی می كنند
پس چرا انگشت كوچك لایق انگشــــتر است
آهن و فولاد از یك كوره می آید برون
آن یكی شمشیر گردد، دیگری نعل خر است
كــــره اسـب، از نجابت از پـس مــــادر رود
كــــره خــر، از خــریت پیش ِپای مــــادر است
كاكـل از بالا بلندی رتبــه ای پیدا نكرد
زلف، از افتادگی قابل به مشك و عنبر است
پادشه، مفلس كه شد چون مرغ بی بال و پر است
دائماً خون میخورد تیغی كه صاحب جوهر است
سبزه پامال است در زیر درخت میوه دار
دختر هر كس نجیب افتـاد ،مفت شوهر است
صائبا! عیب خودت گو، عیب مردم را مگو
هر كه عیب خود بگوید، از همه بالا تر است
حکایت تاریخی
با مرگ طغرل سلجوقی، آلپ ارسلان نیز پس از آگاهی از این رویداد، از خراسان رهسپار ری شد و دد
ای کاش کلید سحرش گم شده باشد
بی اختر و ماه است دلم مثل کسی که
صندوقچه ی سیم و زرش گم شده باشد
شب تیره و تار است و بلا دیده و خاموش
انگار که قرص قمرش گم شده باشد
چاهی است همه ناله و دشتی است همه گرگ
خواب پدری که پسرش گم شده باشد
آن روز تو را یافتم افتاده و تنها
در هیبت نخلی که سرش گم شده باشد
پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر
چون شیشه ی عطری که درش گم شده باشد
آرایه تکرار
تکرار، آن است که کلمهای را چند بار در شعر یا نثر بیاورند به طوری که آن را خوش آهنگتر کند و سبب اثرگذاری بیشتری شود.
مثالی از مولانا
هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری
