«تابناک» در راستای اعتلای فرهنگ و ادبیات ایران به صورت هفتگی بخشی را به این مهم اختصاص داده است. در همین چارچوب در «ادیبستان»، بسته ادبی تابناک با مجموعهای از شعر، حکایت، مباحث ادبی و فرهنگی و… میزبان مخاطبین هستیم.
شعری سپید از محمدرضا عبدالملکیان
جهان را به شاعران بسپارید
مطمئن باشید
کلمات را بیدار می کنند
و در کرت ها، گل و گندم می کارند
جهان را به شاعران بسپارید
بیابان و باران
هر دو خوشحال می شوند
هر دو جوانه می زنند
از سرانگشت کودکان دبستانی
جهان را به شاعران بسپارید
مطمئن باشید سربازان ترانه می خوانند و
عاشق می شوند
و تفنگ ها سر بر قبضه می گذارند و
بیدار نمی شوند
جهان را به شاعران بسپارید
دیوارها فرو می ریزند و
مرزها رنگ می بازند
درختان به خیابان می آیند
در صف اتوبوس به شکوفه می نشینند
و پرندگان سوار می شوند و
به همه ی همشهریان
تخمه ی آفتابگردان تعارف می کنند
مگر همین را نمی خواستید؟
پس چرا بیهوده معطل مانده اید؟
از تامل و تردید دست بردارید
و جهان را به شاعران یسپارید
این قافیه های سرگردان
اگر سر از صرویدم از سنگر عشق
گل نارنج تشاکندم هست
شفقی ریخته در سرب و سرود
روی دلتای فرآیندم هست
دل اکنونم اگر خفته به خون
دل فردایی خرسندم هست
ای کبوتر! مرو از شانهی من!
تا بهلب شاخهی لبخندم هست
در زمستانم اگر، خون ِ بهار
با چه گلها که در آوندم هست
غراق
اغراق در لغت به معنی «سخت کشیدن کمان» است. فرهنگ فارسی عمید نیز اغراق را زیاده روی کردن در توصیف کسی یا چیزی معنا کرده است. در اصلاح ادبی وقتی صفتی را به کسی یا چیزی بیش از حد معمول نسبت دهیم یا کاری که در واقعیت محال است را ممکن و شدنی جلوه دهیم، از آرایه اغراق استفاده کردهایم.
بیت زیر نمونهای از اغراق در شاهنامه فردوسی است:
شود کوه آهن چو دریای آب
اگر بشنود نام افراسیاب
