
نرگس شیدایی، به واکاوی چرایی فاصله نسل جدید با ادبیات کلاسیک و نقد ناکارآمدی آموزش دانشگاهی پرداخت و بر ضرورت تبدیل ادبیات به ابزاری برای تصمیمگیری در زندگی روزمره تأکید کرد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: در حالی که ادبیات کلاسیک فارسی بهعنوان ستون فقرات هویت ملی ما شناخته میشود، در سالهای اخیر شاهد فاصلهای معنادار میان بدنه اصلی جامعه-بهویژه نسل جدید-و این میراث گرانسنگ هستیم. در ادامه گفتگو با نرگس شیدایی، مدرس ادبیات فارسی و پژوهشگر میانرشتهای که دغدغههایش حوزههای ادبیات، روانشناسی و فنون مذاکره را دربرمیگیرد، در این گفتگو، ضمن نقد ساختارهای آموزشیِ حافظهمحور و ناکارآمد در دانشگاهها معتقد است ادبیات نباید به یک واحد درسیِ پاسشدنی تقلیل یابد، بلکه باید به ابزاری برای تصمیمگیری و «زیستن» تبدیل شود؛ و با تأکید بر لزوم آشتی نسل جدید با ادبیات، از دو رویکرد متفاوت در انتقال این میراث سخن میگوید و راهکارهایی برای پیوند دوباره جوانان با هویت فرهنگیشان ارائه میدهد:
* در ابتدای بحث به تأثیر و تأثر شاعران بر یکدیگر اشاره کردید. مثلاً شهریار و سایه، وجود اینکه خاستگاههای متفاوتی دارند، یکی از آذربایجان آمده، دیگری از گیلان و اینقدر متفاوتاند، اما روحشان به هم نزدیک میشود و کلامشان به هم نزدیک میشود. رابطهای که بینشان شکل میگیرد، این را ما در بستر شعرشان میبینیم. آیا این تعامل در دوران کلاسیک و معاصر تفاوت بنیادینی داشته است؟
