
اقتصاد۲۴- شدت گرفتن جنگ در غزه و ترکشهای آن تا دریای سرخ و تنگه بابالمندب؛ سوریه و عراق، مدیریت تنش میان تهران و واشنگتن را در نگه داشت اوضاع «زیر خط جنگ» با تهدید روبرو کرده است. به نظر میرسد دو طرف به رغم خویشتنداری در افتادن به ورطه درگیری مستقیم، اما در برابر رخدادهای بسا غیر منتظره، مجبور به واکنش هستند. اگرچه هنوز به لفاظیهای شبیه به رجز خوانی با یکدیگر اکتفا میکنند.
این روزها منطقه شاهد رخدادهایی است که اوضاع را شکنندهتر از همیشه نشان میدهد. دلیل آن بیش از هرچیز به ماجراجوییهایی مربوط است که «بنیامین نتانیاهو» و ارتش زیر فرمانش در غزه و علیه مردم بیدفاع فلسطین دنبال میکنند. تلآویو بر آن است که به هر شکل ممکن، دامنه جنگ را از مقابله «اسرائیل _ حماس» به بیرون از مرزهای این دو گسترش دهند. در این کار تلآویو دو هدف نزدیک را دنبال میکند: نخست؛ ایجاد آشفتگی در اوضاع برای اشغال دائمی غزه. دوم؛ بیرون کردن خود از دایره انتقادها و محکومیتهایی که از بابت جنایاتش در غزه با آن روبروست. در صورت گسترش جنگ و ورود دیگر طرفها از جمله ایالات متحده و به تبع آن ناتو در معرکه، تلآویو فرصتی برای تنفس خواهد یافت.
«جوبایدن» با درک آنچه نتانیاهو و دولت افراطی آن در پی آن است، از ابتدای جنگ در هفتم اکتبر گذشته تاکنون، پرهیز از ورود به درگیری مستقیم در جنگ را در دستور کار خود قرار داه است. علاوه براین کوشیده تا اندازه ممکن، در مشارکت با تلآویو در جنایاتش و نمایشی همدلانه با فلسطینیان دامن خود را کنار نگه دارد. اگرچه به گفته ضربالمثل معروف؛ نمیتوان از کنار استخر گذشت بی آنکه پاهایت خیس شوند. واشنگتن همین حالا هم به دلیل حمایتهای بیدریغ از اسرائیل در تجهیز آن با آخرین تسلیحات نظامی و نیز حمایتهای مالی، نه تنها یک طرف جنگ کنونی با فلسطینیان شناخته میشود، بلکه اعتبار خود را در اندازه یک قدرت هژمون و مذاکره کننده میانجی، اگر نه بیاعتبار، اما به شدت کم اعتبار کرده است. این وضع بسیار متفاوت از موقعیتی است که واشنگتن با حضور «هنری کیسینجر» به عنوان یک مذاکره کننده تأثیرگذار برای خاموش کردن جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ در اختیار داشت.
بیشتر بخوانید: تشدید تقابل آمریکا با ایران؛ خاورمیانه در آستانه منازعهای گسترده!
