
سرویس فرهنگی- اجتماعی تابناک- نقطه صفرِ بیخبری… به سختی با فیلترشکن واتساپ باز میشود و از دوستی قدیمی پیامی میرسد. سر و کارش با کتاب است. گاهی ترجمه هم میکند. پیام اول صبحی از شخصی که ماههاست با یکدیگر صحبت نکردهایم.
حتما مهم است! سه تا عکس است؛خودم را به آن راه میزنم. از همین شایعات و بدعتهایی که هرچند وقت یکبار سر زبانها میافتد و عدهای هم به آن دل خوش میکنند.
نقطه شایعاتِ جدیشده
خیلی اتفاقی در ۱۳ صفر قفل دستبندی قدیمی خراب میشود و در شلوغیهای زندگی همین امشب فرصت درست کردنش هست. به پاساژی در حوالی فرمانیه میرویم و به سراغ یکی از طلافروشیهای خیلی معروف. آنقدر شلوغ است که بعضیها پشت در ایستادهاند. بعد از بیست دقیقهای نوبتمان میشود. هنوز فرصت نشده از خانم فروشنده بپرسیم که چرا انقدر امشب اینجا شلوغه، که آقایی بلند میگوید: «خانم دوباره جشنواره و تخفیف گذاشتید؟»
_نه. الان جشنواره نداریم. شلوغه چون ۱۳ صفره.
مرد نمیداند ۱۳ صفر چه خبر است و آن هیاهو اصلا ارزش صبر کردن و پرسیدن ندارد.
خانم فروشنده آرام ادامه میدهد: «میگن انگار اگر کسی ۱۳ صفر طلا بخره پولدار میشه تا سال بعدش. ما انقدر از صبح مشتری داشتیم که دیگه از خستگی داریم از حال میریم.» تیم فروش هفت نفرهشان ردن. یک تکه طلا بخریم و چشم بدوزیم به آسمان که ناگهان، حسابمان هر روز به اندازه خرید چند تکه طلا پر شود. ناگهان و بیتلاش…
ممکن است ثروتمند شوید، اما …
هر اتفاقی در هر روزی می تواند برای بعضی ها معنی خاصی داشته باشد. اما هیچگاه دلیل نمی شود که آن روز را به عنوان روزی خاص برای دیگران هم تجویز کرد.
شاید خیلی از آنهایی که دیروز طلا خریدند، سال بعد به ثروت زیادی هم برسند. اما هیچ گاه ربطی به سیزدهمین روز یک ماه نخواهد داشت. آن هم روزی که اتفاقا در تاریخ اسلام، یکی از نحس ترین اتفاقات را در خود جای داده است؛ سیزدهم صفر همان روز حکمیت و حیله معروف عمر و عاص در برابر ابوموسی اشعری ساده لوح است.
