اختتامیه جشنواره «کوچه» در شب ممنوعیت ورود مردم؛ مگر جنوب چه دارد غیر از درد و رقص؟

این یک روایت شخصی است از آخرین اجرای فستیوال کوچه در شهر بوشهر. برنامه اختتامیه‌ای که اجرای عمومی آن به دلیل عدم همراهی نهاد‌های مربوطه لغو شد.
این یک روایت شخصی است از آخرین اجرای فستیوال کوچه در شهر بوشهر. برنامه اختتامیه‌ای که اجرای عمومی آن به دلیل عدم همراهی نهاد‌های مربوطه لغو شد.

اختتامیه جشنواره

اقتصاد۲۴- حسین رومی روی استیج نشسته، میکروفن در دست دارد و می‌خواند؛ بالای سرش احسان، ادریس، پیمان، حسین، پوریا، مریم، پگاه، آراد کوچولو و تک تک بچه‌های تیم کوچه ایستاده‌اند و با او می‌خوانند:

«دنیا گذران و کار دنیا گذران

خوش پیر شوی‌ای یار جوان

من نغمه سرای دل عاشق پسرم»
آن تک‌دست‌های بندری و هم‌نوایی مهمانان ویژه سکانس پایانی از سانس غریبانه اختتامیه جشنواره مردمی کوچه بوشهر است. آنجا که یکی از سمت درعمارت تاریخی حاج رییس‌التجار با فریاد وارد می‌شود که قطع کنید، آمدند…

«رییس التجار» آن عمارت سیمانی قجری تو در تو که یک سویش به دریاست و سوی دیگرش از بلوار گمرک به کوچه‌های بافت تاریخی شهر مشرف است. بافتی که قدمتش به دوره افشاری بر می‌گردد.

خانه حاج رسول، که دو سده پس از او درهایش به روی مردم بوشهر و توریست‌هایی از سراسر کشور گشوده شد و صدای دمام و نی‌انبان و جاشو‌های خیام‌خوان در آن طنین‌انداز شد.

جشنواره «کوچه»

شب هشتم، شب اختتامیه بود. اختتامیه‌ای در ترس که نه می‌شد درست دست زد، نه رقصید و نه شوری گرفت. اصلا مگر می‌شود فرج علیپور بخواند، ساز‌های لری بنوازند و دستمال‌های سفید بالا نروند؟ مگر می‌شود حیدو بخواند: «قِشنگ…» و تو دست بندری نزنی؟

اگر از احسان و تیمش بپرسی، می‌گویند بله می‌شود. وقتی در لحظه پایانی اختتامیه غریبانه با انگشت‌شماری مهمان ویژه در عمارت در بسته حاج‌رییس، وسط خواندن حسین رومی نور قرمز چراغ‌های گردان روی صورت آن‌ها که بر استیج هستند، می‌افتد و آن گماشته جلوی در سراسیمه می‌آید و با دست علامت می‌دهد تمامش کنید که رسیدند. همان‌جا که در‌ها باز می‌شود و بین آن نور‌های قرمز «آنها» می‌آیند و مهمان‌ها یک به یک باید خارج شوند، یعنی می‌شود فرج بخواند و کسی دستمال به دست وسط نپرد و لری نرقصد. یعنی دست بندری هم تعطیل…

این لحظه پایانی سومین دوره جشنواره‌ای‌ست که توانست بوشهر را در صدر اخبار کشور قرار دهد. جشنواره‌ای کاملا خصوصی که با نوای موسیقی و قدرت قصه‌خوانی و تصاویر جذاب دریا و سوز نی و دمام و سنج، بوشهر را از دوم اسفند تا شب هفتم به خانه‌های تک تک مردم ایران برد. ویدیو‌هایی از قصه خوانی سروش صحت، همخوانی محمد بحرانی با هله هلمه مانی خواننده بوشهری و آن شب هفتم زیبر آن باران سیل‌آسا، محمد لاریان خواننده «سریا» با تمام وجودش برای ۴ سانس متوالی خواند: «دس چشات دلی دلی شعر یادم ر…، تو موهات دست، دلی دلی شعر یادم ر…»

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *