
سینمای قبل انقلاب ایران به طور کلی ۲ جریان مختلف و متضاد هنری و تجاری را نمایندگی کرده است؛ جریان هنری سینما که با اقلیت فیلمسازانی چون داریوش مهرجویی، فرخ غفاری، فریدون رهنما، مسعود کیمیایی، جلال مقدم، خسرو هریتاش، نصرت کریمی، ناصر تقوایی، ابراهیم گلستان و پرویز صیاد شناخته میشود، جریانی مهجور و کم مخاطب بود که بیشتر به وسیله خواص جامعه و طرفداران سینمای اروپا و فیلمهای خارجی حمایت و طرفداری میشد. در مقابل جریانی عامه پسند وجود داشت که به اصلاح جریان فیلم فارسی موسوم بود و فیلمهای به شدت سطح پایین و بی کیفیت را به نمایش میگذاشت که به مولفههایی همچون داستانپردازی عجولانه، قهرمان سازی، رقص و آواز بدون ارتباط به داستان، نبود روابط علت و معلولی، عشقهای غیرواقعی و حادثه پردازی اشاره داشت.
خود شاملو درباره فعالیتهای سینمایی و انگیزه خود در این حرفه در گفت و گویی با شماره ۶۸ مجله فیلم چاپ شده در شهریور ۱۳۶۷ خورشیدی میگوید: داستان حضور من در سینما غمانگیز است. ناگزیری بود برای لقمه نانی. روزهایی بود که درآمد من بهزحمت کفاف پنیری را میداد که به نان و چای اضافه شود و اگر آن قدر گشایشی دست میداد که حلوا اردهای هم بهپای سفره برسد، ضیافت و ریخت و پاش به حساب میآمد… کار سینمایی من چنین حال و حکایتی داشت. یک جور نان خوردن نا گزیر از راه قلم و در حقیقت به نحوی قلم بهمزدی…
