
اقتصاد۲۴- شایعه کنار رفتن مسعود میرکاظمی، بیش از آنکه یک خبر در حوزه کلان اقتصاد و سازمان برنامه باشد، یک خبر نفتی است. منکر تاثیرات زیاد او بر حوزه کلان اقتصاد و برنامهریزیهای دولت نیستیم، اما پیامدهای رفتاری میرکاظمی بیشتر از هر چیز در حوزه نفت رصد و دنبال میشود. چراکه او بهنوعی صاحب آن «نفوذ برتر» در این حوزه است که توجه یا عدم توجهاش از بهارستان در خیابان طالقانی تاثیرات زیادی دارد.
باید به خرداد ۱۴۰۰ برگردیم.
به گزارش هم میهن ، تقریبا روشن بود که رئیسی، رئیس دولت آینده ایران است. چینش کابینه قبل از خود انتخابات شروع شده بود و چه وزارتخانهای مهمتر از نفت؟ در این حوزه، دو جریان از دل اصولگرایی نفت فعال شده بود. ۱. جریان جنوب به رهبری جشنساز و حمید دریس ۲. جریان تهران و پایداری با محوریت میرکاظمی، بیات، خجسته و اوجی. فعال شدن این دو جریان سریع به تقابل کشیده شد و وقایع سال ۸۹ در نفت را بهخاطر آورد. آنروزیکه میرکاظمی علیه مخزنگرایان نفتی، موسوم به جنوبیها ایستاد و آنها را از شرکت مناطق نفتخیز تقریبا کنار گذاشت. افتراق دو جریان اصولگرا در نفت، بیشتر از اینکه براساس بینش نفتی باشد، براساس منش سیاسی است. جریان جنوب کمی سنتیتر، کمی با ملاحظهتر، جریان تهران بیپرواتر و تندتر با محوریت پایدارای. اولی پر از ایدههای نفتی، دومی فاقد ایده و بینش.
در خرداد پارسال، جشنساز با رستم قاسمی مسائل و مشکلات برآمده از ماجرای بابک زنجانی و دادگاه رفتن و محکوم شدن را کنار گذاشتند و یکی شدند. دیگر چهرههای اصولگرایی نفت هم گرد این حلقه جمع شدند. از حمید بورد گرفته تا سیدپیروز موسوی و حمید دریس و نورالدین موسی و … (تماما منتقدان نفتی زنگنه) در دیگر سو هم میرکاظمی حلقه نفتی خود را فعال کرد. شامل مرتضی شاهمیرزایی، خجستهمهر، بیات، چگینی، حسین شیوا و جواد اوجی.
مرحوم رستم قاسمی، کاندیدای جنوبیها بود برای وزارت، جواد اوجی کاندیدای پایداریها. در حلقه میرکاظمی فقط سه نفر قبل از این سابقه معاونت وزیری داشتند: حسین بیات، جواد اوجی و خجستهمهر. بیات نسبت به اوجی سیاسیتر و شناختهشدهتر بود. جواد اوجی مرد آرام و کمحاشیه و احتمالا مطیعتری بود نسبت به دیگران. مسعود میرکاظمی با بستن عهد و شرط و شروط اوجی را برگزید.
رقابت بین رستم و اوجی بالا گرفت. مثل بقیه رویدادها و رقابتهای سیاسی در ایران، اول رقابت شکل گرفت بعد برایش فلسفه و ایدئولوژی نوشته شد. هر دو گروه با توسعهگرایان نفتی و تیم زنگنه مشکل اساسی داشتند. مشکل تیم جنوب بینشی و نگرشی بود، مسئله تیم میرکاظمی، سیاسی. تیم جنوب سابقه همکاری و نزدیکی به زنگنه را داشت. آنها در سال ۹۲ برای رایآوری زنگنه تلاشهای بسیاری کرده بودند.
