اثرات مهاجرت بر بازارهای کار

با این حال، تقلیل مهاجران و حتی کارگران بومی به ارقام صرف و انتزاعی نیروی کار، خطایی روش‌شناختی است؛ چراکه هر کارگر دارای استعدادها، علایق، دانش تخصصی و سرمایه‌های انسانی منحصربه‌فردی است که او را از جایگزینی کامل و بی‌نقص با دیگران بازمی‌دارد. مهاجران نه تنها نیروی کار خام، بلکه سرمایه‌گذاران و کارآفرینان بالقوه‌ای هستند که بر اساس برآوردها، نرخ راه‌اندازی کسب‌وکار در میان آنها به‌طور قابل‌توجهی و در حدود ۱.۸برابر بومیان است و این خود گویای نقش فراتر از عرضه صرف نیروی کار یدی است. مهاجران قانونی و غیرقانونی نیز از گزینه‌های بیرونی و سطوح متفاوتی از قدرت چانه‌زنی در برابر کارفرمایان برخوردارند که پیچیدگی‌های تحلیل را دوچندان می‌کند.

پیامدهای پیچیده جابه‌جایی نیروی کار بر اقتصاد آمریکا چه بوده است؟

اثرات مهاجرت بر بازارهای کار

صف ورود به نمایشگاه شغل در آمریکا
نوشتار پیش رو، با چشم‌پوشی از ابعاد فرهنگی، سیاسی و تاثیرات مهاجرت بر تراز مالیاتی و هزینه‌های عمومی، به‌طور کامل به واکاوی اثرات اقتصادی ورود مهاجران قانونی و غیرقانونی به ایالات متحده بر بازار کار می‌پردازد. درک این اثرات، مستلزم شناخت عمیق انگیزه‌های اقتصادی مهاجران برای کوچ به این کشور و نیز به‌کارگیری مجموعه‌ای از مدل‌های نظری علم اقتصاد است. هیچ مدل واحدی به تنهایی قادر به ترسیم تصویر کاملی از این پدیده پیچیده نیست، اما هم‌افزایی چندین چارچوب تحلیلی، درک جامع‌تری از پیامدهای توزیعی و رفاهی مهاجرت بر کارگران بومی و ساختار کلی تولید به دست می‌دهد.
“>با این حال، بزرگ‌ترین خطای تحلیلی در این حوزه، نگریستن به انسان‌ها به‌سان عوامل تولید صرف است، درحالی‌که حقیقت این است که عوامل تولید، دارایی‌هایی هستند که در اختیار انسان‌ها قرار دارند و خود افراد مالک سرمایه‌های انسانی، فیزیکی و کارآفرینی خویش هستند. بسیاری از مهاجران که روزی تنها نیروی بدنی خام خود را عرضه می‌کردند، در نهایت به کارآفرینان و صاحبان سرمایه تبدیل می‌شوند و با خلق کسب‌وکار‌های جدید، بهره‌وری آمریکایی‌های بومی را به‌طور چشم‌گیری ارتقا می‌دهند. همان‌گونه که آدام اسمیت به درستی نشان داد، پیشرفت اقتصادی در گرو تعمیق تقسیم کار است که خود توسط شبکه‌های مبادله گسترده‌تر و بزرگ‌تر میسر می‌شود. مهاجرت، به‌عنوان شکلی والا از مبادله داوطلبانه برای منفعت متقابل، بازار‌های کار را عمیق‌تر ساخته و تخصص‌گرایی دقیق‌تر و کارآمدتری را تسهیل می‌کند.

منبع : دنیای اقتصاد
نویسنده : جیسون سورنز– محقق اقتصاد سیاسی

منبع  : بازارکار جهاد دانشگاهی

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *