اتفاقی در فضای مجازی با سهراب آشنا شدم/نمیدانم به شوهرم چه بگویم

سر خودم را که نمی توانم کلاه بگذارم. بهتر است راستش را بگویم و دنبال توجیه کار اشتباهم نباشم.


15 دی 1398 – 07:53

سر خودم را که نمی توانم کلاه بگذارم. بهتر است راستش را بگویم و دنبال توجیه کار اشتباهم نباشم.

اتفاقی در فضای مجازی با سهراب آشنا شدم/نمیدانم به شوهرم چه بگویم

به گزارش رکنا، ماجرا از این قرار است که چند ماه قبل به طور خیلی اتفاقی در فضای مجازی با سهراب آشنا شدم. با آن که اصلا اهل این حرف ها نبودم و حتی دچار عذاب وجدان شده بودم نمی دانم چرا به این رابطه ادامه دادم. شاید باورتان نشود هربار به خودم تذکر می دادم که این آخرین پیامی بود که برایش فرستادم. اما چند ساعت بعد یادم می رفت به خودم چه قولی داده ام.

نتوانستم تصمیم درستی بگیرم و جدی و قاطع به احساسات خودم و خواسته های او «نه» بگویم.

مدتی گذشت ندانسته و چشم بسته به این رابطه مجازی که حالا رنگ و بوی عاطفی به خود گرفته بود احساس وابستگی می کردم. این که من در شهرستان بودم و او در تهران زندگی می کرد بیشتر برایم هیجان داشت. باتوجه به شرایط کاری ام که زیاد به اینجا رفت و آمد داشتم بهانه ام جور شد و برای دیدنش به ا تنظیم کنیم. بسیاری از افراد فکر میکنند که هر احساسی به آن ها دست می دهد با فکرهایشان برابر است یعنی هر احساسی که دارند همان فکر نهایی است و باید کاری انجام دهند. درصورتی که یک فرد زمانی تصمیم درست می گیرد که ابتدا احساسهای منفی و مثبت خود را بشناسد و آگاه باشد احساس همان فکر او نیست. یکی دیگر از کارهایی که افراد در مواجهه با احساساتشان انجام می دهند این است که اجازه ورود احساسات را نمی دهند یعنی وقتی احساسی به آن ها دست می دهد تلاش می کنند آن را با یک رفتار سرکوب می کنند، یا به عبارتی آن را خاموش می کنند. درصورتی که اگر احساسهایی در آن موقعیت را تجربه کنند و اجازه عبور دهند هرگز در مقابل آن احساس تسلیم نمی شوند و سرکوبش نمی کنند و درنتیجه فرمان دهنده، فکرشان خواهد بود.

انتهای پیام

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *