اتحاد پوسیده اروپا- امریکا بر خرابه‌های نظم جهانی

اتحادیه اروپا سال‌ها با آگاهی کامل، امنیت خود را برون‌سپاری کرد نه از سر اجبار، بلکه به‌دلیل راحت‌طلبی سیاسی و این تا زمانی جواب داد که جهان نسبتاً باثبات بود، اما با بازگشت جنگ به خاک اروپا این توهم فرو ریخت

تاریخ انتشار: ۲۹ آذر ۱۴۰۴ – ۰۵:۲۰

اتحادیه اروپا سال‌ها با آگاهی کامل، امنیت خود را برون‌سپاری کرد نه از سر اجبار، بلکه به‌دلیل راحت‌طلبی سیاسی و این تا زمانی جواب داد که جهان نسبتاً باثبات بود، اما با بازگشت جنگ به خاک اروپا این توهم فرو ریخت

جوان آنلاین: در سیاست جهانی امروز، کمتر نمایشی به اندازه روابط امریکا و اروپا پرزرق و برق و در عین حال توخالی است. پشت عکس‌های دسته جمعی رهبران ناتو، بیانیه‌های پرطمطراق درباره «ارزش‌های مشترک» و سوگند‌های تکراری به دفاع از «نظم مبتنی بر قواعد»، واقعیتی عریان پنهان شده است. دو سوی آتلانتیک نه شریکانی وفادار، بلکه بازیگرانی خسته، فرصت‌طلب و در بسیاری موارد دوستانی هستند که هزینه بی‌تصمیمی و ریاکاری‌شان را جهان می‌پردازد. جنگ اوکراین، رقابت با چین، بحران انرژی، فروپاشی اعتماد در جنوب جهانی و بازگشت سیاست قدرت عریان، همگی صحنه‌ای واحد را ساخته‌اند که در آن امریکا و اروپا با وجود آنکه خود را معماران نظم می‌دانند، اما مصرف‌کنندگان بی‌مسئولیت آنند. هر دو طرف از زبان اخلاق سخن می‌گویند، اما در عمل، سیاست خارجی‌شان ترکیبی است از ترس، منافع کوتاه‌مدت و فقدان شجاعت سیاسی. امریکا که خود را رهبر جهان آزاد معرفی می‌کند، در حال عقب‌نشینی از تعهداتش است. عقب‌نشینی‌ای که نه با صداقت، بلکه با فریب زبانی و واگذاری هزینه‌ها به متحدان انجام می‌شود. اروپا که سال‌ها از چتر امنیتی واشینگتن ارتزاق کرده، اکنون با ژست استقلال راهبردی می‌خواهد ضعف ساختاری خود را پنهان کند. ضعفی که حاصل دهه‌ها سیاستگذاری کوتاه‌بینانه و وابستگی داوطلبانه بوده است. 

دلال بحران‌ها

در این میان، قربانی اصلی نه فقط اوکراین یا اقتصاد اروپا، بلکه خود ایده همکاری بین‌المللی است. امریکا امروز با صراحتی که گاه به بی‌ادبی راهبردی پهلو می‌زند، اولویت‌هایش را تغییر داده است. سند‌های امنیتی جدید واشینگتن، بدون پرده‌پوشی، چین را تهدید اصلی معرفی می‌کنند و اروپا را به حاشیه می‌رانند. پیام روشن است: جنگ اوکراین مهم است، اما نه آنقدر که تمرکز امریکا را از آسیا منحرف کند. اروپا باید خودش هزینه امنیتش را بدهد؛ هم مالی، هم سیاسی، اما مشکل اینجاست که امریکا این تغییر مسیر را نه به‌عنوان یک تصمیم مسئولانه، بلکه به شکل یک بازی دوگانه اجرا می‌کند. از یک سو، اروپا را به ادامه جنگ و ارسال تسلیحات تشویق می‌کند و از سوی دیگر حاضر نیست، ضمانت‌های بلندمدت امنیتی یا اقتصادی بدهد. واشینگتن از جنگ اوکراین سود می‌برد، صنایع تسلیحاتی‌اش شکوفا شده‌اند، صادرات انرژی‌اش به اروپا افزایش یافته و وابستگی استراتژیک متحدانش عمیق‌تر شده است. این همان جایی است که شعار‌های اخلاقی جای خود را به حسابداری سرد منافع می‌دهند. امریکا در این معادله نه ناجی اوکراین است و نه مدافع واقعی اروپا. بیشتر شبیه دلالی است که بحران را مدیریت می‌کند تا بازارش گرم بماند، اما اگر امریکا را به فرصت‌طلبی متهم کنیم، اروپا را باید به بی‌مسئولیتی تاریخی محکوم کرد. اتحادیه اروپا سال‌ها با آگاهی کامل، امنیت خود را برون‌سپاری کرد، نه از سر اجبار، بلکه به‌دلیل راحت‌طلبی سیاسی. هزینه دفاعی پایین، رفاه اجتماعی و تظاهر به قدرت نرم ترکیبی بود که تا زمانی جواب داد، جهان نسبتاً باثبات بود، اما با بازگشت جنگ به خاک اروپا این توهم فرو ریخت. اروپا امروز نه توان نظامی مستقل دارد، نه اجماع سیاسی واقعی و نه حتی روایت واحدی از منافعش. فرانسه از استقلال راهبردی حرف می‌زند، اما حاضر نیست هزینه‌اش را بدهد. آلمان از مسئولیت تاریخی می‌گوید، اما در عمل سیاست خارجی‌اش میان تردید و تأخیر گرفتار است. اروپای شرقی امنیت را فقط در نزدیکی بیشتر به امریکا می‌بیند و اروپای جنوبی زیر بار بحران اقتصادی خم شده است. در چنین وضعیتی، ادعای خودمختاری راهبردی بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است تا یک پروژه جدی. 

ریاکاری دوستان

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *