
رفته، رفته، انتخابات فدراسیون فوتبال وارد روزهای حساس خود میشود ولی هر چه پیش میرویم ضعفها و خلأهای رویکردی، مقرراتی، اجرایی و نظارتی بر فرایند انتخابات، بیش از پیش خودنمایی میکنند و ورود مؤثر سرمایههای انسانی توانمند، متخصص و پاکدست در چرخه مدیریت فوتبال ایران با چالشها و موانع بیشتری روبهرو میگردد.
با اعلام اسامی نامزدهای تأیید صلاحیت شده برای شرکت در انتخابات ریاست، نواب رئیس و اعضای هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال ایران، هر چند نامهایی به چشم میخورد که در جامعه فوتبال مورد احترام هستند و خدمات شایانی را به این عرصه ارایه کردهاند، اما کسی پیدا نمیشود، بگوید این لیست اسامی، جلوه درستی از بضاعت فوتبال ایران را به نمایش میگذارد. فارغ از اینکه دلایلی وجود دارد که بسیاری از استخوان خرد کردهها بی رغبت هستند که پا به عرصه انتخابات بگذارند، معدود افرادی هم که آستین بالا زدند تا طرحی نو در این فدراسیون بی جا و مکان و اجارهنشین دراندازند، یا با درِ بسته فدراسیون مواجه شدند یا با لطایف الحیل، دیری نپایید که راه خروج از فدراسیون را به آنها نشان دادند.
ثمره این وضعیت، هر چه باشد نه به نفع فوتبال ایران است، نه دل مردم را شاد میکند؛ بنابراین، فوتبالِ بیمار به آفات مدیریت غیرساختارمند و دور از دانش روز، هر روز بیش از گذشته، جایگاه خود را به عنواننترل رئیس فدراسیون قرار میدهد و همیشه در مورد انتخاب آنها حرف و حدیثهایی وجود داشته است، در کنار ۳۶ درصد آراء رؤسای هیأتهای استانی، به اهرم قدرت قابل توجهی برای کسب اکثریت آرای مجمع تبدیل میشود. در حالی که اگر قرار بود اتحادیه بازیکنان یا داوران یا مربیان، نمایندگان دارای حق رأی خود را به مجمع معرفی کنند، دغدغه احتمال بروز تضاد منافع از سوی رئیس فدراسیون به حداقل میرسید.
با توجه به این اوصاف، رعایت اصول پنجگانه اساسی انتخابات فوتبال ایران، دستخوش تردیدهای جدی شده که میتواند مشروعیت و قانونمداری انتخابات را تضعیف کند و این انحطاط حکمرانی مطلوب در فوتبال مطابق استانداردهای جهانی است. به همین دلیل، ابطال انتخابات در این مقطع و از سرگیری ثبتنام مجدد، با شرایطی که بیش از پیش تضمین کننده سلامت انتخاباتی باشد، تنها راهکار باقیمانده برای نجات فوتبال ایران خواهد بود.
امیرساعد وکیل – وکیل بینالمللی ورزش
