دوشنبه ۱۶ شهريور ۱۴۰۵ – ۱۹:۱۰
در روزهای اخیر مواضع گفتاری و ترتیبات میدانی ایران در قبال تنگه هرمز بیانگر معادلاتی است که خارج از چارچوب آمریکایی و در مدار الگوی ایرانی در حال باز تعریف است که پیامدهای جهانی دارد. در حوزه نظامی در حالی که گزارشهای رسمی از فرو ریختن زرادخانههای تسلیحات راهبردی آمریکا همچون تاد و پاتریوت و نیز رسواییهایی همچون ناو آبراهام لینکلن حکایت دارد که در نقطه مقابل نه تنها تاب آوری نظامی ایران نابود نشده بلکه دستاوردهای جدیدی را نیز رونمایی کرده است. اقدام اخیر نیروهای مسلح در هدف قرار دادن ناوهای آمریکایی با موشکی جدید نمودی از این مهم است. این تحول مهم صرفا به معنای یک آزمایش ساده نیست بلکه بیانگر تابآوری نظامی ایران در تعیین سرنوشت معادلات منطقه آن هم در شرایطی است که اخیرا ناو آبراهام لینکلن که نماد قدرت دریایی و محاصره کشورها بود با یک رسوایی منطقه را ترک کرد.
نکته دیگر تغییر در معادلات راهبری در تنگه هرمز است. تا پیش از این ایران بر اصل مدیریت تنگه هرمز با بستن این آبراه و صدور محوز عبور برای برخی کشورها تاکید داشت چنانکه برخی کشورها به واسطه رابطه دولتهایشان با ایران می توانستند عبور کنند در حالی که سایر مولفههای مربوط به آن کشتی مورد توجه نبوده است اکنون اما این معادله با دامنه جدیدی از نظارتها و عملیاتها همراه است بگونهای که دیگر صرف نام و مقصد کشتی مورد تاکید نیست بلکه مسیر حرکتی آن نیز در عبور مورد نظر قرارمیگیرد که عملا دور زدن مدیریت ایران را ناممکن میسازد.
در همین راستا دبیر شورای عالی امنیت ملی با اشاره به تحولات اخیر در خلیج فارس و تنگه هرمز اظهار کرد که محدوده ممنوعه جدیدی در روزهای آینده اعلام خواهد شد که از خط محاصره نیروی دریایی آمریکا آغاز میشود و بخشهایی از خلیج فارس را در بر میگیرد. به گفته رضایی، هر کشتی که وارد این محدوده شود، در فهرست تحریمی جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت. این یعنی ایران میتواند از منطق تحریم یک کشتی به سمت تحریم شبکه خدماتدهنده به آن کشتی حرکت کند که عملا هزینه کشتیها برای حرکاتی مغایر با خواست ایران را به شدت بالا میبرد. بر این اساس این شیوه میتواند در آینده صرفاً به پرونده هرمز محدود نماند و به عنوان یک الگوی راهبردی برای مقابله با تحریمهای یکجانبه آمریکا و کشورهایی که از این تحریمها تبعیت میکنند نیز مورد استفاده قرار گیرد؛ به این معنا که هر بازیگر اقتصادی که در اجرای تحریمهای آمریکا علیه ایران مشارکت کند، خود را در معرض اقدامات متقابل ایران قرار دهد و هزینه تبعیت از تحریمهای واشنگتن برای او افزایش یابد. ایران دیگر نه در محاصره طراحی آمریکایی بلکه در قالب محاصره کننده متقابل آمریکا و شرکایش همراهی میکند.
بر اساس این معادله دیگر صرف ملیت مطرح نیست بلکه رفتار مورد سنجش است. معیار اصلی قرار نیست صرفاً تابعیت مالک یا محل ثبت کشتی باشد؛ بلکه رفتار شناور و میزان رعایت ترتیبات اعلامشده تعیینکننده خواهد بود که عملا استفاده از پرچمی دیگر برای سرپوش نهادن بر مقصد و هدف نهایی کشتی را باطل میسازد.
پیش از این، سؤال این بود که آیا ایران هرمز را میبندد یا نه؟ اکنون سؤال مهمتر این است که چه کسی اجازه عبور دارد و عبور او با چه شرایطی ممکن است؟این تغییر، هرمز را از یک آبراه صرفاً نظامی به عرصهای برای جنگ قواعد تبدیل میکند؛ جنگی که در آن آمریکا میخواهد با محاصره، قواعد خود را تحمیل کند و ایران تلاش میکند با ایجاد هزینه برای شبکهای که از آن محاصره تبعیت میکند، این محاصره را خنثی کند.
ایران امروز نشان میدهد که زدن هر کشتی به معنا گسترش دامنه محدودیتهای تردد در تنگه هرمز است که فشارها بر اقتصاد جهانی را افزایش میدهد در حالی که راه پایان آن نیز فشار کشورهای منطقهای و فرامنطقه آی به آمریکا برای پایان تجاوزگری علیه ایران است.
نکته پایانی در معادلات تنگه هرمز تغییر واکنش ایران به تهدیدات است. آمریکا در حالی با تغییر نام خشم حماسی به عملیات برونمرزی در منطقه مسئولیت سنتکام به دنبال نمایش پیروزی و نابودی توان ایران است که در مقابل تهران مولفهای جدید را بر اساس قدرت بومی باز تعریف کرده است و چنانکه قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی نیز رسما اعلام کرد پاسخ ایران از متناسب به سریع، سنگین و دردناک تغییر کرده است. این تغییر یعنی آنکه از یک سو ایران دیگر پایبند به پاسخ در برابر تهدید نیست بلکه پیش دستانه در برابر تهدیدات عمل خواهد کرد در حالی که شدت و دردناکی و بازه زمانی اجرای آن نیز با تغییرات راهبردی همراه است و این یعنی آنکه توان بازدارندگی و تنبیهسازی ایران نه تنها کاهش نیافته بلکه با بازسازی و تقویتی همراه شده که تعیین کننده سرنوشت معادلات منطقه خواهد بود که همه باید آن را رعایت کنند.
نکته دیگر تغییر در معادلات راهبری در تنگه هرمز است. تا پیش از این ایران بر اصل مدیریت تنگه هرمز با بستن این آبراه و صدور محوز عبور برای برخی کشورها تاکید داشت چنانکه برخی کشورها به واسطه رابطه دولتهایشان با ایران می توانستند عبور کنند در حالی که سایر مولفههای مربوط به آن کشتی مورد توجه نبوده است اکنون اما این معادله با دامنه جدیدی از نظارتها و عملیاتها همراه است بگونهای که دیگر صرف نام و مقصد کشتی مورد تاکید نیست بلکه مسیر حرکتی آن نیز در عبور مورد نظر قرارمیگیرد که عملا دور زدن مدیریت ایران را ناممکن میسازد.
در همین راستا دبیر شورای عالی امنیت ملی با اشاره به تحولات اخیر در خلیج فارس و تنگه هرمز اظهار کرد که محدوده ممنوعه جدیدی در روزهای آینده اعلام خواهد شد که از خط محاصره نیروی دریایی آمریکا آغاز میشود و بخشهایی از خلیج فارس را در بر میگیرد. به گفته رضایی، هر کشتی که وارد این محدوده شود، در فهرست تحریمی جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت. این یعنی ایران میتواند از منطق تحریم یک کشتی به سمت تحریم شبکه خدماتدهنده به آن کشتی حرکت کند که عملا هزینه کشتیها برای حرکاتی مغایر با خواست ایران را به شدت بالا میبرد. بر این اساس این شیوه میتواند در آینده صرفاً به پرونده هرمز محدود نماند و به عنوان یک الگوی راهبردی برای مقابله با تحریمهای یکجانبه آمریکا و کشورهایی که از این تحریمها تبعیت میکنند نیز مورد استفاده قرار گیرد؛ به این معنا که هر بازیگر اقتصادی که در اجرای تحریمهای آمریکا علیه ایران مشارکت کند، خود را در معرض اقدامات متقابل ایران قرار دهد و هزینه تبعیت از تحریمهای واشنگتن برای او افزایش یابد. ایران دیگر نه در محاصره طراحی آمریکایی بلکه در قالب محاصره کننده متقابل آمریکا و شرکایش همراهی میکند.
بر اساس این معادله دیگر صرف ملیت مطرح نیست بلکه رفتار مورد سنجش است. معیار اصلی قرار نیست صرفاً تابعیت مالک یا محل ثبت کشتی باشد؛ بلکه رفتار شناور و میزان رعایت ترتیبات اعلامشده تعیینکننده خواهد بود که عملا استفاده از پرچمی دیگر برای سرپوش نهادن بر مقصد و هدف نهایی کشتی را باطل میسازد.
پیش از این، سؤال این بود که آیا ایران هرمز را میبندد یا نه؟ اکنون سؤال مهمتر این است که چه کسی اجازه عبور دارد و عبور او با چه شرایطی ممکن است؟این تغییر، هرمز را از یک آبراه صرفاً نظامی به عرصهای برای جنگ قواعد تبدیل میکند؛ جنگی که در آن آمریکا میخواهد با محاصره، قواعد خود را تحمیل کند و ایران تلاش میکند با ایجاد هزینه برای شبکهای که از آن محاصره تبعیت میکند، این محاصره را خنثی کند.
ایران امروز نشان میدهد که زدن هر کشتی به معنا گسترش دامنه محدودیتهای تردد در تنگه هرمز است که فشارها بر اقتصاد جهانی را افزایش میدهد در حالی که راه پایان آن نیز فشار کشورهای منطقهای و فرامنطقه آی به آمریکا برای پایان تجاوزگری علیه ایران است.
نکته پایانی در معادلات تنگه هرمز تغییر واکنش ایران به تهدیدات است. آمریکا در حالی با تغییر نام خشم حماسی به عملیات برونمرزی در منطقه مسئولیت سنتکام به دنبال نمایش پیروزی و نابودی توان ایران است که در مقابل تهران مولفهای جدید را بر اساس قدرت بومی باز تعریف کرده است و چنانکه قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی نیز رسما اعلام کرد پاسخ ایران از متناسب به سریع، سنگین و دردناک تغییر کرده است. این تغییر یعنی آنکه از یک سو ایران دیگر پایبند به پاسخ در برابر تهدید نیست بلکه پیش دستانه در برابر تهدیدات عمل خواهد کرد در حالی که شدت و دردناکی و بازه زمانی اجرای آن نیز با تغییرات راهبردی همراه است و این یعنی آنکه توان بازدارندگی و تنبیهسازی ایران نه تنها کاهش نیافته بلکه با بازسازی و تقویتی همراه شده که تعیین کننده سرنوشت معادلات منطقه خواهد بود که همه باید آن را رعایت کنند.
علی تتماج
