گروه ادبیات، نشر و رسانه: شاعر سینمای ایران، ایرانیترین سینماگر و چندین و چند لقب دیگر، هر یک اشارهای به وجوه بارز و مسلم علی حاتمی دارند، چراکه او سینماگری جامع در هنرهای مختلف بود. گوش موسیقایی داشت، نقاشی را میفهمید و از بستر تاریخ، درامهایی زیبا و دلنشین خلق میکرد که تک جملهها و دیالوگهایش برای همیشه در یادها مانده است. جالب اینجاست که او اواخر عمر به گذشته گرایی و حتی در پیله گذشته ماندن، متهم و حتی فیلم ارزشمند او، مادر هم در زمان اکران با نقدهای منفی مواجه شد! بنابراین بیتعارف باید بگوییم که او پس از مرگش عزیز شد! وقتی رفت، سینمادوستان به بازخوانی آثارش پرداختند و نشانههایی در آنها دیدند که ایرانی بودن در تار و پودشان موج میزد.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از جام جم آنلاین، حاتمی 15 آذر 1375 در حالی که فیلم جهان پهلوان تختی را جلوی دوربین برده بود، تسلیم بیماری سرطان شد. او هنگامی که در حین ساختن این فیلم در بستر افتاده بود، گفت: حالا مثل این که از این سینما هم باید بروم یا به قول دیالوگهای فیلم هایم طعمه دام و صید صیاد شدم یا میشوم و شاید این پایان عشق است یا آغاز راه و اگر مرگی هست، هیچگاه چیز ترسناکی نیست. عمر کوتاه این ادیب سینما، هر چند اجازه نداد، ماندگارهای بیشتری برای سینمای ایران رقم بخورد، اما خیل تولیدات متنوعی که در شهرک سینمایی غزالی جلوی دوربین رفته و میرود، نمیگذارد خاطره این سینماگر بزرگ از اذهان زدوده شود؛ شهرک سینمایی که به همت علی حاتمی ساخته شد و معرفت حکم میکرد نام خودش را بر این یادگار میگذاشتند.
