
طبق اعلام روابطعمومی پروژه، این آیین در میانه تدارک اجرا از یک برنامه متعارف مخاطبمحور چرخش ۱۸۰درجهای و عجیب کرد. برگزارکنندگان آگاهانه تصمیم گرفتند دعوت عمومی انجام نشود تا خودِ این شکل برگزاری، به بخشی از زبان اثر بدل شود؛ زبانی که بر این نکته تأکید دارد که در برخی مقاطع، حفظ معنا، حفظ کیفیت و ایستادن بر سر امکان خلق، خود نوعی کنش فرهنگی است. از این منظر، «اسم سرخ عشق» بیش از آنکه یک رویداد معمول هنری باشد، به یک بیانیه فرهنگی نزدیک میشد؛ بیانیهای درباره هنر زیستن و استمرار درونی در مواجهه با فرسودگی، شتاب و اضطراب.
در این برنامه، شعر، خطنگاره و سکوت در کنار هم قرار گرفتند تا تجربهای واحد و تأملبرانگیز پدید آورند. این سه، نه بهعنوان عناصری جداگانه، بلکه بهمثابه سه زبان همافزا عمل میکردند؛ زبانهایی که مخاطب غیرمستقیم را به مکث، درنگ و بازاندیشی درباره جایگاه هنر در زندگی روزمره دعوت میکردند. در این فضا، هنر نه یک امر تزئینی و نه نشانهای از فاصله اجتماعی، بلکه نتیجه سالها ممارست، تمرین، مهارت و تعهد معرفی شد.
