
اقتصاد۲۴- نوروز، اما بیشترین تأثیر را از ساکنان فلات ایران گرفته است و بعضی از مستندات احتمال آن را میدهند که از این منطقه سرریز شده و به فرهنگهای دیگر نیز سرایت کرده است. بعضی هم خلاف این را باور دارند و معتقدند که از مناطق دیگر به فلات ایران آمده است. اگرچه هیچ شکی نیست که در دو رویداد مهم -که قطعاً به دوره کشاورزی بازمیگردد- در بیشتر اقوام و ساکنان هند و غرب آسیا پاسداشت میشده است. اولی جشن باززایی زمین و آسمان در بهار است و دومی جشن آفرینش در پایان تابستان و آغاز پاییز است، (که در ایران آن را مهرگان مینامیم) جشنی که به برداشت محصول مرتبط است. این دو زمان در تقویم کشاورزی بسیار مهم هستند، یکی آنکه جهان و گیاه دوباره سر از خاک برمیکشد و آن دوره که دوباره به خوابی فصلی فرو میرود. این دو امر برای مردمانی که در هزارهها پیش زندگی میکردند و تمام زندگیشان به این امر وابسته بود، بسیار مهم است. برای همین است که تمام عناصر مربوط به زایش و بیداری طبیعت در دورههایی مقدس میشوند. از خورشید و باران و زمین و… که عناصر باروری هستند.
در چرخشها و بده و بستانهای فرهنگی، بسیاری از آیینها عناصر را از هم وام میگیرند، آیینها برای بقا نیاز به تکرار دارند و اسطوره به نمایش تبدیل شده و حالتی تکرار شونده، مییابد. آیینهای نمایشی تقریباً از همین تکرارها شکل میگیرد.
آیینهای نمایشی در یک دستهبندی کلی دو نوع اجرا دارند. یک با مشارکت همگان و دیگری با اجرای گروهی خاص. مثلاً در اجرای تعزیه گروهی خاص بر صحنه و سکو و میدان شهر نسخه ای بر دست میگیرند و آیین را اجرا میکنند. در آیینهای نمایشی همچون چهارشنبهسوری که پر از خرد آیینهاست تمام مردم یک شهر یا روستا در آن مشارکت دارند و از منش و رفتار خود خارج شده و نقشی را بازی میکنند. مثلاً در آیین نمایشی ملاقه زنی، مردم بدون آنکه نیازی به صحنه و نسخه و … داشته باشند خود در نقشی حاضر شده و در کوچه و خیابان در خانهها را میزنند و طلب شیرینی و دانههای گیاهی میکنند و… یا در آیینی مثل فالگوش ایستادن- که آن هم درِ چهارشنبهسوری اتفاق میافتد- آدمها در پس و پشت کوچه و گذری میمانند تا از میان حرف مردمان نکتهای و پند و اندرزی را به دست بیاورند. بعد از اسلام و در رفتوآمدهای فرهنگی، فالگوش اگر همتش بلند بود و بخت همراهش، میتوانست خضر نبی را دیدار کند یا حرفی و حدیثی از او به دست بیاورد که راهگشای روز و سالش بود.
