بدون شک از تأثیرگذاری معلمان در فضای انتخابات باخبر هستید، چراکه آنها فقط یکمیلیون نفر نیستند، بلکه تأثیری بیش از اینها در روشنکردن مواضع کاندیداها دارند، شاید برای همین است که در انتخابات ادوار گذشته نیز کاندیداها همیشه به سمت فرهنگیان و جذب کردنشان رجوع کردهاند.
جوان آنلاین: همه چیز ریشه در آموزشوپرورش دارد، اگر آیندهسازان را در مسیر درست تعلیموتربیت قرار دهیم و استعداد کودکان و نوجوانان شکوفا شود، آن وقت شاهد بهبود وضعیت جامعه در حوزههای مختلف خواهیم بود. در این زمینه معلمان نقش مهمی ایفا میکنند، چراکه آنها تعیین میکنند نسل آینده چگونه ببیند، بخواند و بیندیشد، بنابراین توجه به شأن و منزلت معلمان و همچنین مطالبات آنها در ارتقای وضعیت آموزشوپرورش کشور اهمیت بسیار زیادی دارد. در این زمینه قوانین زیادی وجود دارد، اما اجرای آن کموکاستیهای فراوانی داشته است. «جوان» سراغ برخی معلمان رفته و درباره مطالباتشان از کاندیداهای ریاست جمهوری پرسیده است.
خساست برای خرجکردن در آموزشوپرورش پذیرفتنی نیست
نرگس ملکزاده
معلم
به نظر من، اولین کاری که باید کاندیدای ریاست جمهوری برای جذب معلمان و به طور کلی جامعه فرهنگی انجام دهد این است که اعتماد ازدسترفته این قشر را نسبت به خود و برنامههایش جلب کند.
بدون شک از تأثیرگذاری معلمان در فضای انتخابات باخبر هستید، چراکه آنها فقط یکمیلیون نفر نیستند، بلکه تأثیری بیش از اینها در روشنکردن مواضع کاندیداها دارند، شاید برای همین است که در انتخابات ادوار گذشته نیز کاندیداها همیشه به سمت فرهنگیان و جذب کردنشان رجوع کردهاند.
اما در رابطه با مطالبات معلمان از کاندیداهای ریاست جمهوری باید دوسه برنامه که کلیت است، مدنظر قرار گیرد و جزئیات در انتخاب وزیر مشخص میشود.
در این زمینه، دولت باید اولویت اول خودش را در آموزشوپرورش جاندادن به مدارس دولتی بداند، چراکه دارند نفسهای آخرشان را میکشند.
در این سالها مدارس دولتی به شدت تضعیف شدهاند؛ چه از لحاظ ساختار فیزیکی، چه از لحاظ نیروی انسانی و چه از لحاظ امکانات نرمافزاری.
همین موارد موجب کمشدن انگیزه معلمان نیز شده و بیانگیزگی دانشآموزان را به دنبال داشته است؛ آنها که آینده روشنی برای خود نمیبینند.
شاهد آن بودیم که در سال تحصیلی جدید با معضل کمبود معلم مواجه شدیم و این فشار بیشتر در مدارس دولتی بود؛ مدارسی که تا ماهها درگیر نداشتن معلم، تغییر معلم و در نهایت حتی حضور معلم غیرمتخصص در کلاسهای خودشان بودند، بنابراین به طور کلی اولین کاری که دولت جدید نیاز است انجام دهد، برگرداندن عدالت آموزشی به آموزشوپرورش است که یکی از اصلیترین مواردش زندهکردن و پویاساختن مدارس دولتی است.
این اتفاق خوب اگر رقم بخورد، نه تنها در معلمان حس خوب و انگیزه ایجاد میکند بلکه موجب ایجاد رضایت در دانشآموزان که سفیر خانواده هستند نیز میشود و آموزشوپرورش کشور را متحول میسازد.
در این دولت شعار بازگشت به مدرسه را بارها و بارها شنیدیم و میگفتند با بازگشت به مدرسه قوی، کشور قوی و ایران قوی خواهیم داشت، اما با وجود کارهای انجامشده، مدارس دولتی تقویت نشدند؛ متأسفانه این مدارس، سال به سال ضعیفتر شدند و صف ورود به مدارس غیردولتی با شهریههای هنگفت روزبهروز در جامعه بیشتر شد.
در چنین شرایطی آن خانوادهای که توان پرداخت شهریههای گران را نداشته باشد نیز سعیاش بر این است که به سمت مدارسی برود که شهریه کمتری میگیرند تا هر طور که شده از مدارس صفر دولتی فرار کند.
در قدم بعدی نیاز است بحث رضایتمندی معلمان و فرهنگیان مدنظر قرار گیرد. توجه به پرداخت حقوق و مزایای این قشر در این زمینه مؤثر خواهد بود.
معلمانی که حقوقشان نزدیک به خط فقر و حتی کمتر از آن است، نمیتوانند با انگیزه و خلاق بمانند چراکه باید به دنبال شغل دوم و سوم، برای گذراندن زندگیشان باشند، حتی اگر معلمی عاشقانه و با تمام توانش بخواهد در مدرسه حاضر شود، مشکلات معیشتی، ناتوانش میکند و کارا نمیشود.
در این زمینه ظرفیتهای قانونی وجود دارد که از آن استفاده نشده است. ما مواردی مثل فوقالعاده ویژه ۵۰ درصد را داشتیم، رفاهیات کارمندان دولت را داشتیم، با اینکه مصوبه آن هم بود، اما به این شکلی که جدول دولت ارائه داد، اصلاً واریز نشد. علاوه بر این باید بحث سرانه بودجه آموزشوپرورش نیز مدنظر قرار بگیرد. این موضوع بیشتر متوجه دانشآموزان است و انتظار میرود دولتی که سرکار میآید، همه تلاشش را بکند تا سهم آموزشوپرورش را در بودجه کشور بالا ببرد و خساست در پول خرجکردن در آموزشوپرورش نداشته باشد.
متأسفانه شاهد آن هستیم که همان بودجه مصوب آموزشوپرورش نیز کامل به آن تعلق نمیگیرد و ما برای گرفتن سهم خودمان از بودجه باید رایزنی و مطالبهگری کنیم تا شاید در فهرست پرداختهای برنامه و بودجه قرار بگیریم! البته این سهم فقط مربوط به حقوق و مزایا نیست و خیلی از مسائل آموزشوپرورش را تحت تأثیر خودش قرار داده است، بدون شک نداشتن پول خیلی از اقدامات مؤثر و خوب را فلج میکند.
اولویت مهم دیگر نیز انتخاب وزیر است. وزیر باید در آموزشوپرورش شناخته شده باشد و از وجهه بسیار خوب و مورد وثوقی برخوردار باشد تا معلمان بتوانند به وی اعتماد کنند.
سهم آموزشوپرورش باید به میانگین جهانی برسد
مزبان حبیبی
معلم بازنشسته
خواستههای معلمان مشخص است و عمده این خواستهها مربوط به معلمان نمیشود، بلکه دانشآموزان، خانوادهها و به طور کلی جامعه را نیز دربرمیگیرد چراکه اگر آموزشوپرورش به مسیر اصلی خود برگردد و کیفیت مدارس بهبود پیدا کند، همه جامعه را نجات خواهد داد.
مطالبه اول این است که ابتدا لایحه فوری از طرف دولت به مجلس برود و تکلیف حقوق معلمان و سایر حقوقبگیران را مشخص کند، مطالبه این است که حقوقها حداقل به اندازه خط فقر باشد و نه کمتر از آن، یعنی حقوق هیچکس نباید کمتر از خط فقر اعلامی از طرف بانک مرکزی باشد.
دوم باید فکری اساسی برای سهم آموزشوپرورش از بودجه عمومی کشور شود و این سهم از بودجه عمومی، در فرایند بودجهنویسی، طی یک دوره چهارساله ریاست جمهوری به میانگین جهانی برسد. اگر از بودجه عمومی حساب کنیم، باید ۲۵ درصد و اگر از تولید ناخالص ملی حساب کنیم باید به ۲/۵ درصد برسد.
بدون درنظر گرفتن دستگاههای وابسته خارج از وزارتخانه و ردیفهای بودجه مربوط به بدهیها، بودجه وزارت آموزشوپرورش در سال جاری ۲۵۷ هزارمیلیارد تومان تعیین شده است که اگر نسبت به کل ۶/۴ میلیون میلیارد تومانی حساب کنیم، سهم آموزش از ۴درصد هم کمتر میشود و اگر بخواهیم نسبت به ۳/۸۴ میلیون میلیارد تومانی بودجه عمومی دولت حساب کنیم، حدود ۸ درصد خواهد بود، در حالی که میانگین جهانی آن حدود ۲۵درصد است، بنابراین این یک حقیقت آشکار است که اگر دولت جدید نخواهد این سهم را به میانگین جهانی برساند، همکاریکردن تمام قد معلمان با دولت نیز هیچ معنایی نخواهد داشت.
موضوع بعدی اینکه باید دولت در همان سال اول شروع به کار، اصل ۳۰ و بند سوم از اصل سوم قانون اساسی در مورد تحصیل را بدون هیچ کموکاستی اجرا کند، یعنی توجیه و تفسیرکردن را کنار بگذارد و عملاً وارد گود اصلاح جداول بودجه شوند. اینکه گفته میشود دولت منابع مالی ندارد، پس دولت برای اصول دیگر قانون اساسی هم نباید منابع مالی داشته باشد! بنابراین وقتی برای باقی اصول مشکلی نیست، برای اصل ۳۰، یعنی تقبل تمام هزینههای آموزش هم باید منابع مالی را تأمین کند. هزینههای آموزش شامل لباس فرم، رفتوآمد و کتاب که همه اینها را محاسبه کردیم و برای ۵/۱۴ تا ۱۶میلیون دانشآموز، حدود ۳ میلیارد دلارمیشود که در این محاسبه دانشآموزان مدارس غیردولتی نیز منظور شده و آنها هم باید مشمول قانون تحصیل رایگان شوند. پرداخت این هزینهها، تبعات مثبت و نتایج بسیار خوبی را به دنبال دارد، مانند کمک به معاش خانوادهها، کاستن هزینههای تحصیل، فشار کمتر به خانوادهها برای تحصیل، کاهش ترکتحصیل دانشآموزان، رغبت دانشآموزان برای حضور در مدرسه و حتی کمی جلوتر، تحقق اهداف دیگری از نظام آموزشی مثل برقراری عدالت آموزشی و افزایش نرخ فرزندآوری را محقق خواهد کرد.
همه ما میدانیم هدف از تأسیس مدارس غیردولتی در اسناد بالادستی، کسب درآمد از آموزش نبوده است، دولت تنها قرار بود این وظیفه ذاتی خود را در اجرا به دیگران واگذار کند، نه اینکه هزینههای آموزش را به خانوادهها تحمیل کند، بنابراین نقضغرض شده و سالیان سال است دولت، هزینه آموزش را از جیب خانوادهها تأمین میکند، در صورتی که در هیچ کجای قانون تأسیس مدارس غیردولتی چنین چیزی وجود ندارد.
موضوع مهم دیگر مربوط به ساختار آموزشوپرورش است که قطعاً باید چابکسازی شود. شاهد آن هستیم در حوزه وزارت، ادارات کل و سایر ادارات آموزشوپرورش، به جز مدیران و معاونان مدارس و گروه اجرایی مدارس، تقریباً ۳۸۰هزار پرسنل داریم! بیش از ۹۰درصد از این ۳۸۰هزارنفرپرسنل مازاد است، این در حالی است که حتی پس از کاهش ۹۰درصد از پرسنل غیرمعلمان نیز هنوز نسبت به میانگین جهانی مازاد نیرو خواهیم داشت! بنابراین باید بیش از ۹۰درصد پرسنل وزارت را کاهش دهیم.
به نظرم، قبل از اینکه دولت جدید سرکار بیاید، باید کاندیداهای ریاست جمهوری ساختار کابینه خود را مشخص کنند و حداقل سه گزینه برای وزارتخانه آموزشوپرورش تعیین کنند تا بدانیم رئیسجمهور آینده چقدر برای نظام آموزشی کشور دغدغه دارد و برای آن ارزش قائل میشود و اینکه میتواند خواستههای ما را در وزارت آموزشوپرورش محقق کند یا نه؟!
میان معلمان و مسئولان پل بزنید
هادی سنگیان
