ریشههای شکلگیری قیام سی تیر را باید در سالهای قبلتر از این اتفاق تاریخی جستو جو کرد. شروع این جریان به اقدامات شاه برای ایجاد یک تمامیتخواهی گسترده به پشتوانهی قدرتهای بزرگ مانند انگلیس و آمریکا باید باز میگردد. شاه، که پس از سالهای 1320 و جانشینی رضاشاه قدرت خود را سست یافته بود و عملاً خود را در تحولات جاری کشور بیتأثیر و غایب میدید، به دنبال بهانهای بود تا جایگاه خود را در عرصهی سیاسی کشور مستحکم کند. ترور شاه در سال 1327 بهانهی لازم را به او داد تا با ابزار سرکوب، نیروهای مردمی را کنار نهد و رو به سمت یک دیکتاتوری تمامیتخواه حرکت کند.(1)
مهمترین واقعهای که برنامهی شاه را با خلل ایجاد کرد، جریان ملی شدن صنعت نفت بود که در مجلس شانزدهم به تصویب رسیده بود و همین موضوع مقدمهی شکلگیری دوران 27ماههی دولت مصدق بود که یکی از پرتلاطمترین دوران تاریخی ایران محسوب میشود. در واقع، با جریان ملی شدن صنعت نفت به رهبری مصدق و آیتالله کاشانی، احساسات ملی و مذهبی ایران بیش از پیش تحریک شد و مردم با رهبری بزرگانی هم چون آیتالله کاشانی به آگاهی سیاسی رسیدند. در این وضعیت بود که مفهوم وطن و ضدیت با بیگانه دوباره احیا شد و زمینه برای بسیج تودهها فراهم گشت.
زمینهی آغازین قیام سی تیر در ماهها کشمکش بین شاه و مصدق بر سر وزارت جنگ بود. نهایتاً مصدق در 25 تیرماه 1331، بدون توجه به نمایندگان و با نوشتن نامهی استعفای خود، مستقیماً به مردم متوسل شد و از سمت خود کنارهگیری کرد. همین مسئله مقدمهای شد برای دخالت بیگانگان در امور کشور که با انتخاب قوام در سیاست ایران تجلی پیدا کرد و در نهایت نارضایتی مردم را در پی داشت؛ اما این موضوع بدون پشتوانهی یک رهبری آگاه مورد قبول مردم، هیچ تأثیری در شکلگیری یک جریان ملی و مذهبی نداشت. مهمترین عاملی که در نهایت به ایجاد یک قیام مردمی و به چالش کشیدن حاکمیت و قدرتهای بزرگ منجر شد، رهبری بیچون و چرای آیتالله کاشانی در روزهای منتهی به سی تیر بود.
