نگاهی عمیق به آخرین ساخته فرانسیس فورد کوپولا کارگردان شهیر سینمای هالیوود
دغدغهی فرانسیس فورد کوپولا در آخرین اثرش، Megalopolis چیست؟ کوپولا در ساخت فیلمهای جنونآمیز سابقهی کمرنگی ندارد و این بار این جنون سالم را، که ترجیح میدهم آن را نبوغ بنامم، به هستهی آخرین اثر خود آورده و موضوعی را با بیننده در میان میگذارد که تنها از فردی بر میآید که سرد و گرم روزگار و البته سینما را چشیده و تقریباً به انتهای مسیر هنری خود نزدیک شده است، به خاطر همین از گفتن حرفهایش هیچ ترس و ابایی ندارد و هر چه میخواهد را به صریحترین شکل ممکن و بدون کنایهبازی، به نمایش و با مخاطب در میان میگذارد. اگر هم کنایه و استعارهای در اثر به کار رفته، کنایهها و استعارههای است که درجا توسط مخاطب دریافت شده و خود اثر هم در خلال فیلم، به شرح آن میپردازد. اصلاً به چیزی و جایی خارج از خود ارجاع نمیدهد. برای خواندن نقد این فیلم با ویجیاتو همراه باشید.
کوپولا، کارگردان آثاری افسانهای همچون پدرخوانده و اینک آخرالزمان، در این فیلم دغدغهی آیندهی جدید انسان را دارد… طور دیگری هم میتوان گفت، آیندهی انسان جدید. در نظر کوپولا، تمدن انسانی، شاخهای از درخت رشدیافتهی موجودی به نام انسان بوده که با پیشروی و نشستن کل انسانها بر روی آن شاخه به جای یکیانگاری با کل درخت، در نهایت به شکست این شاخه، مرگ و افول نسل بشر منجر خواهد شد. از نظر او مسیر تاریخی انسان، که همان شاخهی تمدن روی درخت انسانیت است، کارش به اتمام رسیده و حالا انسان باید مرحلهی جدیدی از وجود خود را آغاز کند، وجودی که دیگر وابسته به سیستم تولید فرهنگ امروزی و معانی برگرفته از آن نیست. تمدن که در طول زمان به انسان ابزارهای متفاوتی داده، به مانند همین ابزارهایی تکنولوژیکی که ساخت این فیلم کوپولا را امکانپذیر کرده است. حالا کوپولا از همین ابزارهایی که تمدن داده استفاده کرده تا انسان را به آیندهای فرای تاریخ تمدن رهنمون کند.
