
اقتصاد۲۴ – صدای فردی تنها که گویی میخواهد در این روز خاکستری و غمانگیز اکتبر، کمی حس شجاعت به سربازان بدهد، فریاد میزند: «هورا!». سربازانی که درست قبل از ساعت ۱۱ صبح در منطقه بالاشیخا در حومه شلوغ شرق مسکو جمع شده و در انتظار اعزام هستند.
به گزارش روزنامه هممیهن ، به دنبال پاسخهای بیاشتیاق سربازان، آن مرد با لحنی توهینآمیز دوباره فریاد میزند: «بلندتر!». یک سرباز جوان ذخیره با ناله میگوید: «خدای من! من کجا هستم؟» با این حال، بیشتر مردانی که در انتظار اعزام هستند، سکوت کرده یا سعی میکنند به مادران و همسرانِ گریان خود، دلداری دهند. چنین صحنههایی در حال حاضر در صدها مکان روسیه دیده میشود. به گزارش اشپیگل، از آنجایی که «عملیات ویژه» پوتین در اوکراین به فاجعهای نظامی تبدیل شده است، رئیسجمهور روسیه دستور بسیج را صادر کرد. مردانی که سالها پیش خدمت سربازی خود را انجام دادهاند، به جبهه احضار میشوند: پدران، بیماران سرطانی و حتی افرادی که نیمهنابینا هستند. مدتی پیش، سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه اعلام کرد که نیروهای عمدتا آموزشدیده به خدمت گرفته خواهند شد؛ اما صحنه اعزام سربازان در بالاشیخا، چیزی کاملا متفاوت را نشان میدهد. برخی از کسانی که در اینجا جمع شدهاند، هنوز پوست نرم و جوانی دارند، اما مردان دیگر، گونههای فرورفته و حلقههایی عمیق زیر چشمان خود دارند که گویی سالها کارهای سختی را پشتسر گذاشتهاند.
زمانی که ولادیمیر پوتین در ۲۴ فوریه به اوکراین حمله کرد، وعده پیروزی سریعی را داد؛ کارزاری که در آن کییف به سرعت سقوط خواهد کرد و شکوه گذشته امپراتوری شوروی بازخواهد گشت. با این حال، در کمال تعجب بسیاری از افراد در روسیه، جنگ تا حد زیادی آشکار کرد که ارتش خودِ روسیه چقدر اوضاعاش خراب است. آنها در چندین جبهه در حال عقبنشینی هستند. وضعیت برای پوتین چنان مخاطرهآمیز شده که او به تهدید نهایی متوسل شده است. او چند هفته پیش اعلام کرد: «وقتی تمامیت ارضی کشورمان در معرض خطر قرار بگیرد، برای محافظت از روسیه و مردمِ خود، مطمئنا از تمام امکاناتی که در اختیار داریم، استفاده خواهیم کرد. این بلوف نیست.» در حال حاضر، دستکم جمله آخر محل تردید است. اگر با سیاستمداران و مقامات ارشد غربی صحبت کنید، بیشتر آنها تصور میکنند که تهدید هستهای پوتین در درجه اول «یک تهدید» است. به گفته منابع آلمانی رئیسجمهور روسیه هنوز اقدامی در جهت سخنان خود، مانند نصب کلاهک روی موشکها، انجام نداده است. دولت آمریکا هم نتیجهگیری یکسانی دارد. هیتر کانلی، رئیس صندوق آلمانی مارشال، اندیشکدهای بانفوذ و مستقر در واشنگتن میگوید، هدف اصلی پوتین، ایجاد تفرقه در غرب است. آیا اوضاع به همین منوال خواهد ماند؟
غرب با حاکم کرملین سروکار دارد؛ کسی که دیگر نهفقط برای اعتبار و حوزه نفوذ، بلکه برای بقای خود میجنگد. پوتین نگران از دست دادن قدرتاش در صورت شکست در جنگ اوکراین است. همین ترس شرایط را بسیار خطرناک کرده است. چند هفته پیش، آنگلا مرکل، صدراعظم پیشین آلمان در حضوری نادر در انظار عمومی هشدار داد باید تهدیدات پوتین را جدی گرفت. گویی آنگلا مرکل که تا آخرین لحظه پیش از حمله پوتین به اوکراین، باور نمیکرد رهبر کرملین دست به چنین حماقتی بزند، حالا میداند هیچچیز از پوتین بعید نیست. جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا نیز از مرکل فراتر رفته و وضعیت کنونی را با رویارویی هستهای میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در ۶۰ سال پیش مقایسه کرد. بایدن گفت: «از زمان جانافکندی و بحران موشکی کوبا، ما با چشمانداز آرماگدون مواجه نبودهایم.» در آن زمان، اتحاد جماهیر شوروی موشکهایی را با کلاهک هستهای در کوبا مستقر کرد که میتوانست در عرض چند دقیقه به خاک ایالات متحده آمریکا برسد. رئیسجمهور وقت آمریکا، کندی اوضاع را با رقیباش، خروشچف، مدیریت و خنثی کرد. اینکه بایدن بهطور علنی از «آرماگدون» یا نبرد آخرالزمان میان نیکی و بدی، صحبت میکند، واضحترین نشانه از این است که آمریکا تهدید تنش هستهای را جدی گرفته است.
بایدن همچنین گفته که پوتین را بهخوبی میشناسد و رهبر کرملین وقتی در مورد استفاده بالقوه از سلاح هستهای تاکتیکی یا سلاحهای شیمیایی و بیولوژیکی در اوکراین حرف میزند، نباید حرف او را به منزله شوخی گرفت. حالا برای اولینبار در سالهای متمادی است که سناریوهایی در واشنگتن، برلین و پاریس در مورد چگونگی وقوع یک فاجعه هستهای در جریان است. حالا دوباره چیزهایی به زبان مردم افتاده که بهنظر میرسید همراه با جنگ سرد، به کتابهای تاریخ سپرده شده بود: «اولین حمله»، «ذرات رادیواکتیو»، «انباشت سلاحهای اتمی». مقامات غربی هم در حال بحث در مورد چگونگی استقرار نیروهای اتمی پوتین هستند. در تحلیلهای نظامی محرمانهای که در وزارت دفاع آلمان در برلین صورت میگیرد، استراتژیستها تا حد زیادی احتمال حمله هستهای استراتژیک را که منجر به نابودی تمام شهرها میشود، رد میکنند. توافق آنها بر این است که چنین حملهای در آن سطح برای پوتین، خودکشی خواهد بود. کارشناسان همچنین تردید دارند که ارتش روسیه از «دستور نِرو» (Nero order) کرملین، بدون مقاومت پیروی کنند. (در ۱۹ مارس ۱۹۴۵ آدولف هیتلر دستوری موسوم به دستور نِرو داد مبنی بر نابودی زیرساختهای آلمان برای ممانعت از استفاده از سوی متفقین که به اعماق خاک آلمان نفوذ کرده بودند).
جایگزین قابل تصور این است که پوتین، یک بمب هستهای کمقدرت و تاکتیکی را در قطب شمال یا بر فراز دریای سیاه منفجر کند یا حتی او از یکی از این بمبها برای نابود کردن یک پایگاه نظامی اوکراینی استفاده کند. حتی اگر این کار جریانِ جنگ را بهنفع روسیه تغییر ندهد، چنین اقدامی میتواند روشن کند که پوتین مصمم به انجام هر کاری است و به این ترتیب، موضعِ کسانی که خواستار مذاکره با پوتین، به هر قیمتی هستند، تقویت خواهد شد. در آلمان، کشوری که بخشی از جمعیت با ترس از جنگ هستهای بزرگ شدهاند، ممکن است شکوتردیدهایی برایشان ایجاد شود که آیا اوکراین آنقدر مهم است که بهخاطرش چنین خطری را بپذیریم؟ کریستف هُویزگن، مشاور پیشین سیاست امنیتی مرکل و رئیس جدید کنفرانس امنیتی مونیخ معتقد است «ژستهای تهدیدآمیز هستهای، عمدتا متوجه اروپا و خاصه آلمانیها است و این بخشی از استراتژی روسیه برای ارعاب است» از دیدگاه او، اگر این استراتژی بتواند آلمانیها را برآشفته کند، اوضاع بسیار خطرناک خواهد بود. هُویزگن میگوید که بزرگترین تهدید از سوی پوتین زمانی میآید که او باور کند میتواند از ضعف دیگران سوءاستفاده کند و بدون هیچ تنبیه و مجازاتی، پایش را فراتر از خطوط قرمز بگذارد. هُویزگن هفتههاست که به اروپاییها فشار میآورد تا با مشارکت، تانکهای مدرن لئوپارد ۲ را که کییف میتواند با آنها ارتش روسیه را عقب براند، به اوکراین بدهند، اما اولاف شولتز، صدراعظم آلمان تاکنون از این کار امتناع کرده است و همین امر به نارضایتی واشنگتن منجر شده است.
